تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
اشتهارش به كنيه است . اخبار او بسيار است . از ابو نواس و ابو العتاهيه روايت كرده . ابو طاهر و عون بن محمد كندى از او روايت كرده‌اند . .

729 - على بن بسّام [ 1 ]

ابو الحسن از مردم اندلس بود . او راست : كتاب الذخيرة فى محاسن اهل الجزيرة - يعنى جزيرهء اندلس - در هفت جزء . .

730 - على بن ثروان بن حسن كندى [ 2 ]

ابو الحسن ، پسر عمّ تاج الدين ابو اليمن زيد بن حسن كندى . شيخ ما ، عماد در خريده ذكر او آورده است . اصل او از خابور بود . گويد او را در دمشق ديدم . به فضل و دانش در ميان مردم اشتهار داشت و قولش موثق بود ، مورد توجه نور الدين . لغت و ادب را از ابو منصور جواليقى و ديگر فضلاى معاصرش فرا گرفت . اشعارش بسيار است ولى آن مقدار كه بتوان درباره‌اش قضاوت كرد به دست من نرسيده است . در دمشق به سال 565 وفات كرد . .

731 - على بن جعفر كاتب فارسى [ 3 ]

ابو الحسن فارسى ، كاتب و نحوى و شاعر . حاكم در كتاب نيشابور گويد : وى از اعيان ادبا و از اهل علم بود . من سخنان او را نوشته‌ام ولى او را به چشم نديده‌ام . در نيشابور ساكن بود . حاكم گويد كه از ابو الحسن فارسى شنيدم كه مىگفت چون در حق لئيم نيكى نكنى جنايت كند .
هامش
[ 1 ] در كتب تراجم به شرح حال او انحصارا نپرداخته‌اند . جز ابن سعيد در المغرب 1 : 417 . از كتاب الذخيرة مىتوان دربارهء او معلوماتى حاصل كرد . وى از مردم شنترين بود . در اثر فتنه به اشبيليه مهاجرت كرد و در سال 493 به جمع‌آورى مواد كتاب خود پرداخت و چند سال در آن كار ببود . وفاتش به سال 542 اتفاق افتاد . در الذخيرة نمونه‌هايى از شعر و نثرش ديده مىشود . [ 2 ] الخريدة ( قسم شام ) 1 : 310 - 312 ، ذيل تاريخ بغداد 17 : 230 ، مختصر ابن الدبيثى 3 : 120 ، انباه الرواة 2 : 235 ، ذيل ابن رجب 1 : 313 ، بغية الوعاة 2 : 152 ، روضات الجنات 5 : 253 ، الشذرات 4 : 216 . [ 3 ] انباه الرواة 2 : 239 ، بغية الوعاة 2 : 154 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 726 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى