تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
قد جمع العالم فى واحد * عالمنا المعروف بالواحدى
ابو الحسن واحدى در مقدمهء البسيط استادان خود را برمىشمارد و مىگويد كه علم لغت را از شيخ ابو الفضل احمد بن محمد بن عبد الله عروضى ، رحمه الله ، آموختم . او تا حدود نودسالگى در خدمت ادب بود و مشايخ بزرگى را درك كرد ، چون ازهرى كه كتاب تهذيب او و كتابهاى ديگرش را روايت كرده است و ابو العباس عامرى و ابو القاسم اسدى و ابو نصر محمد وزيرى و ابو الحسن رخّجى كه از ائمهء لغت و بلاغت بودند و از ابو العباس اصم سماع كرده و روايت نموده . استاد ابو بكر خوارزمى هنگامى كه حضور نمىيافت او را جانشين خود مىساخت . او را مصنّفات بزرگ است . من سالها در خدمت او بودم . هر روز هنگام طلوع خورشيد به مجلس او مىرفتم و به هنگام غروب بازمىگشتم . در نزد او بسيارى از دواوين عرب را خواندم ، چنان كه شيخ من مرا سرزنش كرد و گفت ديگر ديوانى نمانده كه آن را نخوانده باشى اكنون بهتر است به تفسير قرآن پردازى و به درس كسى روى كه مردم از راههاى دور براى آموختن تفسير نزد او مىآيند و تو كه در نزديك او هستى بهره‌اى نمىگيرى و مرادش استاد امام احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى بود . گفتم چنين است ولى تا در ادب استادى نيافته‌ام نمىتوانم به قرآن و تفسير آن پردازم . اما نحو را در آغاز جوانى نزد شيخ ابو الحسن على بن محمد ضرير آموختم و از تقريرات او نزديك به صد جزء در مسائل مشكل نوشتم و بيشتر مصنّفات او را در نحو و عروض و علل از او فرا گرفتم . نيز از استادان من در علم نحو ابن مهران بود و شيخ ابو عمران مغربى مالكى كه يگانهء عصر خود بود در نحو . اما قرآن و علم قراءات را نزد استاد ابو القاسم على بن احمد بستى خواندم . ديگر از استادان من در اين علم يكى ابو عثمان سعيد بن محمد حيرى بود و يكى ابو الحسن على بن محمد فارسى . ديگر از استادان من استاد سعيد بود كه مصنّفات ابن مهران را به من آموخت . و كتب ابو على فسوى را از او روايت مىنمود و كتاب زجّاج را نزد ابن مقسم خواندم . آنگاه نزد استاد ابو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى رفتم . او را تفسيرى است موسوم به الكشف و البيان عن تفسير القرآن . نزد او نزديك به پانصد جزء از تصانيفش را خواندم از جمله كتاب الكامل او را در علم قرآن . سپس به كار تأليف پرداختم . اگر بخواهم همهء كسانى را كه از آنها اقتباس دانش كرده‌ام ، چون مشايخ نيشابور و ديگر بلادى كه به آنجا سفر كرده‌ام ، نام ببرم سخن به درازا كشد و خواننده ملول گردد .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 723 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى