تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

46 - احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن داود بن حمدون نديم [ 1 ]

مكنّى به ابو عبد الله . ابو جعفر طوسى او را در كتاب مصنفى الامامية [ 2 ] ياد كرده است . و گويد كه او شيخ اهل لغت بود و استاد ابو العباس ثعلب . ابن الاعرابى نزد او درس خواند . از خواص ابو محمد حسن بن على عسكرى ( ع ) و پيش از او از خواص ابو الحسن ( ع ) بود و او را با وى مسائل و اخبارى است . او را كتابهايى است از جمله كتاب اسماء الجبال و المياه و الاودية و كتاب بنى مرّة بن عوف و كتاب بنى نمر بن قاسط و كتاب بنى عقيل و كتاب بنى عبد الله بن غطفان و كتاب طيّ و كتاب شعر العجير السّلولى و صنعته و كتاب شعر ثابت بن قطنة . شابشتى گويد : از خواص و نديمان متوكل بود ، متوكل از او چيزى ديد كه ناپسندش افتاد ، گوشش را بريد و او را از بغداد تبعيد كرد [ 3 ] . سبب آن بود كه فتح بن خاقان عاشق شاهك غلام متوكل بود و ابو عبد الله در اين عشق فتح بن خاقان را يارى مىداد . خبر به متوكل رسيد برآشفت و ابو عبد الله را فرا خواند و گفت تو را براى منادمت خود تقرب داده‌ام نه براى آنكه قوّادى غلامان من كنى . سپس او را به تكريت تبعيد كرد و فرمان داد گوشش را ببرند . ابو عبد الله نديم زمانى چند در تبعيد بماند . سپس به بغداد آمد . ابو عبد الله گويد : ابراهيم موصلى را ديدم كه چشمانش نابينا شده بود ، شكايت به دو بردم ، ابراهيم گفت كه امروز چه كسى از نديمان خاص نزد متوكل مىرود . گفتم : محمد بن عمر بازيار ، گفت مقدار علم و ادبش چيست ؟ گفتم : نمىدانم ولى چيزى را كه به تازگى از او شنيده‌ام نقل مىكنم . روزى كه متوكل سه پسرش را فرمان حكومت داده بود مروان بن ابى الجنوب بن ابى حفصه قصيده‌اى را كه در آن گفته بود : [ 4 ]
بيضاء في وجناتها * ورد فكيف لنا بشمّه
برخواند و متوكل به وجد آمد و به او جايزه و اقطاع داد ، يمامه و بحرين را . شاعر متوكل را ثنا گفت و براى او عمر دراز خواست و گفت تا آسمان و زمين بر جايند زندگانى كنى . محمد بن عمر گفت : يا امير المؤمنين خدايت تا روز قيامت و بعد از روز قيامت عمر
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 25 ، الوافى 6 : 209 ، بغية الوعاة 1 : 291 . [ 2 ] فهرست طوسى : 20 كلكته ، 55 بيروت . [ 3 ] قصهء تبعيد او در الديارات : 6 به بعد آمده است . [ 4 ] حاصل معنى : سپيدى كه در گونه‌هاى او گل سرخ بود چگونه توانيم آن را بوييد .