تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
سبب انقراض شما خواهد شد . من كه مستى از سرم پريده بود از كسى دوات و كاغذ خواستم و به پوزش خواهى آن بيتها را نوشتم « انا المذنب الخطّاء و العفو واسع » . مأمون از من خشنود شد و مرا بخشيد .

44 - اثرم الفابجانى اصفهانى [ 1 ]

در كتاب اصفهان ذكر او آمده است و گويد از علماى لغت بود . شهرهاى عراق را گشته بود تا لغت و شعر گردآورد .

45 - احمد بن ابان بن سيّد لغوى اندلسى [ 2 ]

از ابو على قالى و جز او از علماى بلادش دانش آموخت . عالم و حاذق و اديب بود . بنا به نقل ابو القاسم خلف بن عبد الملك بن بشكوال قرطبى در تاريخش [ 3 ] در سال 382 وفات كرده . به « صاحب الشرطه » معروف بود . ابو نصر حميدى در پايان كتابش [ 4 ] در شمار كسانى كه به يكى از اجدادش معروف است گويد : ابن سيد در لغت و ادب عرب پيشواى همه بود . در ايام حكم المستنصر مىزيست . او مصنف كتاب العالم است ، در لغت در حدود صد مجلد . مرتب است بر اجناس از فلك آغاز كرده و به ذره ختم نموده ديگر از آثار او كتاب العالم و المتعلم است به صورت سؤال و جواب و كتاب شروح الاخفش و غير از اينها . ابو محمد على بن احمد [ 5 ] از او ياد كرده و بر او ثنا گفته ولى نام او را نياورده . شايد همين احمد بن ابان بن سيّد باشد كه در باب خود آمده است .
هامش
[ 1 ] در الفهرست : 62 ، سخن از كسى است به نام على بن مغيرهء اثرم ، كه كنيه‌اش ابو الحسن است . دربارهء آن گويد كه از جماعتى از علما و فصحاى اعراب روايت كرده و نيز كتابهاى ابو عبيده و اصمعى را . شرح حالش در منابع ديگر آمده است . اين اثرم اصفهانى به نظر من شخص ديگرى است زيرا مؤلف خود شرح حال او را يعنى على بن مغيره را در ضمن « على » ها خواهد آورد . و فابجان از قراء اصفهان است . [ 2 ] انباه الرواة 1 : 30 ، الوافى 6 : 198 ، بغية الوعاة 1 : 291 . [ 3 ] الصلة : 7 [ 4 ] جذوة المتقبس : 11 ، 381 . [ 5 ] وى ابن حزم ظاهرى استاد حميدى است و بسيارى از مرويّات جذوه از اوست . ابن حزم ابن سيد را در رسالهء خود ، في فضل الاندلس ( رسائل ابن حزم 2 : 182 ) آنجا كه مهمترين كتب لغت را كه اندلسيها تأليف كرده‌اند ، ياد مىكند . يكى از آنها كتاب احمد بن ابان بن سيد است در لغت ، معروف به كتاب العالم ، در حدود صد جلد كه از فلك آغاز كرده و به ذره پايان داده است .