مىكرده و از اوست كتاب مصادر قرآن . ابن نديم گويد : تا سورهء حديد رسيده بود كه وفات كرد . و كتابى در بناى كعبه و اخبار آن و كتاب النّقط و الشّكل و كتاب المقصور و الممدود .
ابن عساكر در تاريخ خود از ابراهيم بن ابى احمد از پدرش روايت كرده كه گفت : نزد ابو عمرو بن العلاء بودم در مجلس ابراهيم بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على ( ع ) . او از حال يكى از اصحابش پرسيد كه مدتى بود از او بى خبر مانده بود ، آنگاه يكى از حاضران را گفت كه برود و از او خبر آورد ، او برفت و بازآمد و گفت : « يريد أن يموت » يكى بر اين سخن خنديد و گفت : آيا در اين دنيا كسى هست كه ارادهء مرگ كند و بميرد . ابراهيم گفت :
در زبان عربى گاه « يريد » به معنى « يكاد » است يعنى « نزديك است » و خداى تعالى فرمايد « يريد أن تنقض » يعنى نزديك بود كه خراب شود . ( الكهف ، 77 ) . ابو عمرو بن العلاء گفت كه ما همواره در خير خواهيم بود تا چون تويى در ميان ماست .
ابراهيم يزيدى گويد : روزى نزد مأمون بودم و جز معتصم كسى با ما نبود . معتصم سخنى گفت كه من آن را بر خود هموار نتوانستم كرد و پاسخش دادم . مأمون آن را به دل گرفت و به ظاهر هيچ نگفت . روز ديگر به قاعدهء هر روز بامداد نزد مأمون رفتم . حاجب گفت : به من گفتهاند كه تو را راه ندهم . من دوات و كاغذى خواستم و نوشتم [ 1 ] :
أنا المذنب الخطاء و العفو واسع * و لو لم يكن ذنب لما عرف العفو
سكرت فأبدت منّي الكأس بعض ما * كرهت و ما أن يستوي السكر و الصّحو
و لا سيما إذ كنت عند خليفة * و في مجلس ما إن يليق به اللّغو . . .
گويد كه حاجب شعر را به درون برد و بيرون آمد و مرا بار داد . مأمون دستهايش را به سوى من دراز كرد و من بر آنها بوسه زدم و مرا در آغوش كشيد و در نزد خود نشاند .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : من گناهكارم و خطا كار و دامنهء عفو پهناور است . اگر گناهى نباشد عفو شناخته نيايد . مست بودم و جام مى چيزهايى از من آشكار ساخت كه خود آن را ناخوش دارم و هرگز مستى و هوشيارى برابر نباشند .
به ويژه در نزد خليفه در مجلسى كه لغو گويى در آن شايسته نيست .