بابى حبيب زارنى متنكّرا * فبدا الوشاة له فولّى معرضا
و كانّنى و كانّه و كانّهم * امل و نيل حال بينهما القضا
486 - رزين بن زندورد عروضى [ 1 ]
در ايام المتوكل على الله در گذشت . ابو زهير كنيه داشت از موالى طيفور بن منصور حميرى ، دايى مهدى . و گويند كه از موالى بنى هاشم بود . او بغدادى بود با شعر بسيار و بيشتر شعرش از عروض بيرون مىآيد .
از عبد الله بن هارون بن سميدع بصرى عروضى معلم آل سليمان علم آموخت .
عبد الله بن هارون در وزنهاى غريب عروضى شعر مىسرود . رزين نيز به راه او رفت و اشعار بديع و نو پديد آورد . رزين از اصحاب دعبل خزاعى شاعر بود . از اوست [ 2 ] :
خير الصديق هو الصّدوق مقالة * و كذاك شرّهم المنون الا كذب
فاذا غدوت له تريد نجازه * بالوعد راغ كما يروغ الثّعلب
رزين عروضى در سال 247 وفات كرد .
487 - رستة بن ابى الابيض اصفهانى [ 3 ]
شاعرى نابينا بود . حمزة بن حسن اصفهانى در تاريخ اصفهان ذكر او آورده است . شعرى
هامش
شدند و او روى گردانيد و بازگشت . گويى من و گويى او و گويى ايشان آرزو بودند و رسيدن به آرزو دست قضا كه ميانشان جدايى افكند .
[ 1 ] الورقة لابن الجرّاح : 32 ، تاريخ بغداد 8 : 436 ، الوافى 14 : 116 ( او از ياقوت نقل كرده ) و بنگريد به التذكرة الحمدونيه 2 : 280 .
[ 2 ] حاصل معنى : بهترين دوست كسى است كه در گفتار راستگو باشد ، همچنين بدترين آنها كسى است كه منت نهد و دروغ گويد . و چون بر او وارد شوى و بخواهى كه وعدهاى را كه داده برآورد چون روباه اين در و آن در مىزند كه بگريزد .
[ 3 ] الوافى 14 : 121 ، نكت الهميان : 152 .