482 - ربيعة بن عامر بن انيف [ 1 ]
وى ملقب به مسكين دارمى بود . دارم در سلسلهء نياكان اوست . ابو عمرو شيبانى گويد او را مسكين لقب دادند . به سبب اين بيت [ 2 ] :
انا مسكين لمن انكرنى * و لمن يعرفنى جدّ نطق
و ابن قتيبة گويد به سبب اين بيت [ 3 ] :
و سمّيت مسكينا و كانت لجاجة * و انّى لمسكين الى الله راغب
مسكين شاعرى توانا و سيدى شريف بود . ميان او و فرزدق مهاجات و كشاكش بود .
شيوخ بنى عبد الله و بنى مجاشع پاى پيش نهادند و آن خصومت از ميان برداشتند . فرزدق ازآنرو به ترك خصومت تن در داد كه مىترسيد كه مسكين از جرير مدد گيرد و مسكين نيز به ترك خصومت تن در داد از بيم آنكه عبد الرحمن بن حسّان را بر ضد او برانگيزد .
فرزدق مىگفت از سه چيز نجات يافتم و ازآنپس از چيزى نمىترسم : از زياد نجات يافتم كه مرا طلبيده بود ، از پسران رميله نجات يافتم كه نذر كرده بودند كه خون من بريزند و از هجاى مسكين دارمى كه اگر مرا هجو كرده بود بخشى از نام و ننگ من بر باد مىرفت .
483 - ربيعة بن يحيى بن معاويه [ 4 ]
وى به اعشى بنى تغلب معروف است . شاعرى است از شاعران دولت اموى . اعشى نصرانى بود و در سال 92 بر همان آيين نصرانيت در گذشت . او گاه در شهر مىزيست و گاه در باديه . به شهر كه مىآمد در شام زندگى مىكرد و به باديه كه مىرفت در نواحى موصل و ديار ربيعه مىزيست ، زيرا آنجا منازل قوم او بود .
هامش
[ 1 ] الشعر و الشعراء 455 ، الاغانى 20 : 169 ، السمط : 186 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 303 ، الوافى 14 : 97 ، الخزانه 3 : 60 ، نيز در امالى مرتضى و انساب الاشراف ، شرح نهج البلاغة و تاريخ طبرى اشعارى از او نقل شده است .
[ 2 ] ديوان مسكين : 56 .
[ 3 ] ديوان مسكين : 24 .
[ 4 ] الاغانى 11 : 263 ، بغية الطلب 7 : 58 ( گويد نام او ربيعة بن نجوان بود و به قولى نعمان بن نجوان و به قولى نعمان بن يحيى . )