ر
481 - راشد بن اسحاق بن راشد [ 1 ]
ابو حكيمه [ 2 ] كنيه داشت و اديب و كاتب و شاعر بود . ابن مرزبان در طبقات الشعراء ذكر او آورده است . بيشتر اشعارش در عزاى احليل خود بود . اين به سبب تهمتى بود كه از سوى امير عبد الله بن طاهر ، در ايامى كه راشد عهدهدار كتابت او بود ، دربارهء يكى از خادمان عبد الله بر او وارد آمده بود .
راشد به وزير محمد بن عبد الملك زيات پيوست و از او و محمد اخبارى دلانگيز نقل كردهاند .
گويند چون محمد بن عبد الملك زيات در اواخر ايام مأمون به حج رفت ، به هنگام بازگشت ، راشد كاتب براى او نوشت [ 3 ] :
لا تنس عهدى و لا مودّتيه * و اشتق الى طلعتى و رؤيتيه
فان تجاوزت ما اقول الى العصب * فذاك المأمول منك ليه
من شعرى از او نيافتم . كه خالى از هزل و فحش باشد .
هامش
[ 1 ] طبقات ابن المعتز : 389 ، الوافى 14 : 59 ، الفوات 2 : 15 ، ثمار القلوب : 180 ( ياقوت كنيهء او را ابو حليمه ضبط كرده ) .
[ 2 ] 1 . م : ابو حليمه .
[ 3 ] حاصل معنى : عهد مرا و مودت مرا فراموش مكن : به ديدار طلعت من مشتاق باش . اگر از آنچه گفتم فراتر رفتهاى و براى من برد يمانى آوردهاى از تو براى خود چنين اميدى داشتم . اين شعر در اغانى ( 22 : 479 ) آمده است .