اذا ضاق باب الرزق عنك ببلدة * فثمّ بلاد رزقها غير ضيق
و ايّاك و السّكنى بدار مذلة * فتسقى بكأس الذّلة المتدفّق
فما ضاقت الدنيا عليك برحبها * و لا باب رزق الله عنك بمغلق
و از او روايت كردهاند كه گفت : من قاضى سجستان بودم . سپاهى گران از سوى نصر بن احمد به سجستان آمد و آنجا را تصرف كردند . سپاهيان خراسانى دست به فساد گشودند و بر زنان در كوچهها تطاول مىنمودند . مردم از ما خواستند كه با سردار آن سپاه گفتگو كنيم . من و فقيه شهر نزد او شديم . فقيه زبان به موعظت گشود . امير در پاسخ گفت :
اى شيخ با من سى هزار مرد است كه زنانشان در خراسان است . من نمىتوانم ايشان را نهى كنم كه دلسرد شوند ، بگفت و بازگشت . ما نيز بيرون آمديم و هر چه به ما گفته بود به مردم گفتيم . مردم بانگ و خروش كردند و گفتند كه اين به آشكارا نافرمانى خداست . آيا اى فقيه تو ما را اجازت مىدهى كه با او بجنگيم ؟ گفت : آرى . مردم گرد آمدند و بر خراسانيان تاختند . خلق كثيرى از آنان را كشتند و سراى اميرشان را غارت كردند و در پى او بودند كه بكشندش . او بر اسب نشست و با كسانى كه مىتوانستند بگريزند گريختند و ازآنپس لشكرى از خراسان بر سر ما نيامد .
قاضى سجزى در سمرقند وفات كرد . قاضى آنجا بود به سال 378 . تولدش در سال 271 بود . گويند در فرغانه در گذشت .
466 - خميس بن على بن احمد [ 1 ]
ابو الكرم واسطى حوزى - حوز محلهاى است در جانب شرقى واسط - حافظ ، نحوى ،
هامش
از زيستن در سراى خوارى كه تو را جام ذلت در گلو ريزند . نه دنياى پهناور بر تو تنگ است و نه در روزى خداوند به رويت بسته است .
[ 1 ] معجم البلدان ذيل مادّه الحوز و الانساب و اللباب ( الحوزى ) و انباه الرواة 1 : 358 و عبر الذهبى 4 : 20 و تذكرة الحفّاظ : 1262 و الخريدة ( قسم العراق ) 4 / 2 : 469 و الوافى 13 : 420 و عيون التواريخ للكتبى 12 : 68 و مرآة الجنان 3 : 199 و بغية الوعاة 1 : 561 و طبقات الحفّاظ للسيوطى : 458 و الشذرات 4 : 27 .