بياوردند ، بو كرد و مفردات دارو بشناخت پانزده نوع بود . دارو را ساخت و مردم منتفع شدند . پس از چندى نسخه را يافتند در آن شانزده نوع آمده بود .
خليل مىگفت : كسى است كه مىداند و مىداند كه مىداند . اين عالم است . از او پيروى كنيد و كسى است كه مىداند و نمىداند كه مىداند ، اين غافل است . آگاهش سازيد و كسى است كه نمىداند و مىداند كه نمىداند . اين جاهل است تعليمش دهيد ، و كسى است كه نمىداند و نمىداند كه نمىداند . از او بپرهيزيد كه احمق است .
ابو محمد يزيدى گويد : روزى به ديدارش رفتم بر پاره حصيرى نشسته بود . براى من جا باز كرد و من نمىخواستم جا بر او تنگ كنم . گفت : سوراخ سوزن براى دو دوست تنگ نيست و دنيا را گنجاى دو دشمن نباشد . از اوست [ 1 ] :
و قبلك داوى الطبيب المريض * فعاش المريض و مات الطبيب
فكن مستعدا لداء الفناء * فانّ الذى هو آت قريب
465 - خليل بن احمد بن محمد سجزى [ 2 ]
ابو سعيد فقيه و شاعر و محدّث بود . در طلب حديث به نيشابور و دمشق رفت . حاكم ابو عبد الله در تاريخ نيشابور گويد : خليل شيخ اهل رأى بود در عصر خود . او در عين تقدم در فقه و ادب در وعظ و تذكير هم زبانى گويا داشت . سابقا با محمد بن اسحاق بن خزيمه و همگنان خود به نيشابور آمده بود . در رى و عراق و حجاز سماع حديث كرد . به سال 359 در نيشابور نقل حديث مىكرد . سپس در سجستان اقامت گزيد و از آنجا به بلخ رفت و در آنجا زيستن گرفت . از اوست [ 3 ] :
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : پيش از تو طبيب بيمار را مداوا كرد . مريض زنده ماند و طبيب مرد . پس آمادهء درد فنا باش كه آنچه در راه است نزديك است كه برسد .
[ 2 ] يتيمه الدهر 4 : 338 ، الانساب ( السجزى ) ، التّحبير 1 : 546 ، مصورة ابن عساكر 5 : 769 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 175 ، مختصر ابن منظور 8 : 85 ، الجواهر المضيئة 1 : 324 ، تاج التراجم : 27 ، الوافى 13 : 392 ، البداية و النهاية 11 : 306 ، النجوم الزاهرة 4 : 153 ، الشذرات 3 : 91 .
[ 3 ] حاصل معنى : چون در شهرى در روزى بر تو تنگ شود از آنجا به شهرى رو كه در روزيش تنگ نباشد . زنهار