تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
فرياد مىزدند يا خالد البارد و او با آن نى بر آنها حمله مىكرد . من كودكان را پراكنده كردم و او را به بستانى كه در آن حوالى بود بردم و برايش رطب خريدم و از او خواستم كه شعرى بخواند . و او برخواند [ 1 ] :
قد حاز قلبى فصار يملكه * فكيف اسلو و كيف اتركه
خالد به سال 269 در بغداد ديده بر جهان فرو بست .

452 - خداش بن بشر بن خالد [ 2 ]

ابو يزيد تميمى معروف به بعيث بصرى . خطيب بود و شاعرى توانا . ميان او و جرير كشاكشهاى شاعرانه بود . اين هجاگويى چهل سال مدت گرفت و هيچ يك بر ديگرى غلبه نيافت . در اين هجوسرايى كه نه در اسلام نظيرش بود و نه در جاهليت ، فرزدق بعيث را يارى مىداد و بعيث ابن ام غسّان را بر ضد جرير . بعيث به سال 134 در بصره ، در عهد خلافت وليد بن عبد الملك ، وفات كرد .

453 - خراش بن اسماعيل شيبانى [ 3 ]

ابن محمد بن سائب كلبى ، از او فرا گرفت . شيبانى يكى از نسب شناسان بود و صاحب كتاب ربيعة و انسابها .

454 - خرقة بن نباتة بن ربد [ 4 ] كلبى [ 5 ]

شاعرى اسلامى . در دمشق نزد حرب بن خالد بن يزيد بن معاويه رفت . حرب او را براند و هيچ به او نداد و او حرب را هجو كرد .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : قلبم را تصرف كرد و مالك او شد چگونه بيارامم و چسان تركش گويم . [ 2 ] طبقات ابن سلام : 121 ، الشعر و الشعراء 1 : 405 ، مصورة ابن عساكر 5 : 590 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 125 ، الوافى 13 : 293 ، نيز بنگريد به البيان و التبيين 1 : 211 ، 351 ، القاب الشعراء : 305 ، السمط : 296 . [ 3 ] اين شرح حال از المختصر گرفته شده و بنگريد به الفهرست : 108 ، 121 . ( ياقوت از آنجا نقل كرده ) . [ 4 ] م : زيد . [ 5 ] مصورة ابن عساكر 5 : 594 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 128 ، الموتلف و المختلف : 145 . ( در آنجا خرفة بن نتافه ضبط شده ) .