تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧

448 - خالد بن يزيد بن ابى سويد [ 1 ]

ابو الهيثم مرارى لغوى به سال 276 در نودسالگى در گذشت . گويند او را بر در مسجد ديدند كه فانيد و شكر و عسل و خرما مىخريد . گفتند : اى ابو الهيثم چهار نوع شيرينى مىخرى و تو مردى اندك مايه‌اى و از مردم مىستانى ؟ گفت : علم به دو چيز حفظ مىشود به شيرينى و آب گوشت . او در لغت سمت پيشوايى داشت و در سنت صاحب صلابت و استوارى بود . گويد : ربّ العزة را در خواب ديدم ، مرا گفت : اى خالد به بندگان من چه آموخته‌اى ؟ گفتم : اى پروردگار من به آنان تشهد آموخته‌ام . و گويد : در رى نزد ما قاضىيى بود . نامه عزلش را به او دادند . چون در آن نظر كرد ، در حال بيفتاد و بمرد .

449 - خالد بن يزيد بن معاويه [ 2 ]

امير ؟ ؟ اموى . وى از مردان قريش بود . ممتاز به فصاحت و سخاوت . دانا مردى آگاه از طب و كيميا و نيز شاعرى توانا . زبير بن مصعب گويد : خالد بن يزيد بن معاويه عالم و حكيم و شاعر بود . ابن ابى حاتم او را از طبقهء دوم از تابعين شام مىشمارد . و گويند به دانش عرب و عجم دست يافته بود . از پدرش و از دحية بن خليفهء كلبى روايت حديث كرده است و زهرى و ديگران از او روايت كرده‌اند . نيز بيهقى و خطيب بغدادى و عسكرى و حافظ بن عساكر شمارى حديث از او آورده‌اند . گويند چون كسى را نمىيافت كه برايشان حديث گويد كنيزان خود را مخاطب مىساخت . خالد از صلحاى قوم خود بود و روزهاى جمعه و شنبه و يكشنبه روزه مىداشت . و مىگفت : من به كتاب دلبسته‌ام نه از علمايم و نه از جهّال . خالد سخاوتمند بود . در مدح او فراوان شعر مىگفتند و او شاعران را صلات كرامند
هامش
[ 1 ] اين شرح حال از المختصر نقل شده . [ 2 ] مصورة ابن عساكر 5 : 575 ، مختصر ابن منظور 8 : 33 ، تهذيب الكمال 8 : 201 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 119 ، انساب الاشراف 4 / 1 : 359 و 367 ، ابن خلكان 2 : 224 ، تاريخ الحكماء 440 ، المعارف 352 ، نسب قريش : 128 - 130 ، الفهرست : 419 ، الوافى 13 : 270 ، سير الذّهبى 9 : 411 ، العبر 1 : 105 ، البداية و النهاية 9 : 90 ، تهذيب التهذيب 3 : 128 و نيز بنگريد به المقفّى 3 : 774 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 527 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى