446 - خالد بن طليق بن محمد خزاعى [ 1 ]
وى اخبارى و راويه و نسبشناس بود و مردى مغرور و متكبّر . مهدى او را به قضاى بصره گماشت . از نشانههاى خودپسندى او آنكه چون نماز اقامه مىشد او در جاى خود مىماند و بسا كه نماز خود فرادا به جاى مىآورد . روزى يكى به او گفت : به صف بپيوند .
گفت : صف بايد به من بپيوندد . از آثار اوست : كتاب المآثر و كتاب المتزوّجات و كتاب المنافرات و كتاب الرّهان .
447 - خالد بن كلثوم بن سمير كلبى ( يا كوفى ) [ 2 ]
از موالى شريح بن بسطام بود . لغوى ، راويهء اشعار قبايل و اخبار ايشان و آگاه از انساب و القاب و ايام مردم . مرزبانى از عمر بن انصارى روايت كند كه گفت : نزد خالد بن كلثوم شعر فرزدق را مىخواندم . خالد بن يزيد بن مزيد هم در آنجا بود . به قصيدهاى رسيديم كه در آن بنى شيبان را مدح كرده بود . من در آن غور بسيار كردم و معانى و لغات غريب يافتم .
چون از آن فراغت يافتم طعام حاضر شد و دست به طعام برديم . مرا گفت : اى انصارى پندارى كه همهء مشكلات اين قصيده را حل كردهاى ؟ گفتم كه خود چنين پندارم . گفت معنى اين بيت چيست [ 3 ] :
اناس اذا ما انكر الكلب اهله * اناخوا فعاذو بالسّيوف الصّوارم
چه وقت سگ صاحبش را نمىشناسد ؟ گفتم به خدا قسم ندانم . او از تفسير امتناع كرد و من به خالد اشارت نمودم كه از او بخواهد تا معنى بيت بگويد . از آثار اوست :
كتاب الشعراء المذكورين و كتاب اشعار القبائل .
هامش
[ 1 ] اين شرح حال در المختصر آمده و نيز بنگريد به الفهرست : 107 ( ياقوت از آنجا برگرفته ) ، قضاة وكيع 2 : 123 - 133 .
[ 2 ] اين شرح حال در المختصر آمده است . و بنگريد به الفهرست : 73 ، مراتب النحويين : 72 ، نور القبس : 291 ، طبقات الزبيدى : 194 ، انباه الرواة 1 : 352 ، البلغه : 76 ، بغية الوعاة 1 : 55 ، اشارة التعيين : 111 .
[ 3 ] حاصل معنى : مردمى هستند كه به هنگامى كه سگ صاحب خود نشناسد بار مىافكنند و به شمشيرهاى برندهء خود پناه مىبرند .