تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
او و مطيع بن اياس و يحيى بن زياد به بغداد آمدند و در آنجا شهرت يافتند . سبب ناميدنش به عجرد آن بود كه در كودكى ، در روزى كه هوا سخت سرد بود ، با كودكان عريان بازى مىكرد . اعرابىاى بر او گذشت و گفت : تعجردت يا غلام ( يعنى عريان شده‌اى اى پسر ) . ازآن‌پس او را عجرد گفتند . از غزلهاى اوست [ 1 ] :
انى احبّك فاعلمى * ان لم تكونى تعلمينا حبا اقلّ قليله * كجميع حبّ العالمينا
حمّاد عجرد در سال 161 در بصره وفات كرد و اين صحيح‌ترين روايت است .

424 - حمّاد بن سلمة بن دينار [ 2 ]

امام ابو سلمهء بصرى ، از موالى بنى تميم و خواهرزادهء حميد الطويل شيخ اهل بصره بود ، در حديث و ادب عرب و فقه . نحو را از خليل فرا گرفت . خليل در صحبت حماد بن زيد و جرير بن حازم و حماد بن سلمه مىنشست . حماد بن زيد هرگاه كفش خود را مىگرفت كه برخيزد آن قوم مىگفتند كه بر طبل كوفت و ديگر نمىنشستند . حماد بن سلمه سبب روى آوردن سيبويه به نحو بود . زيرا سيبويه در آغاز به حديث اشتغال داشت . يونس بن حبيب نحوى از او علم آموخت . از يونس پرسيدند كه سال عمر كدام يك از شما بيش است تو يا حماد . گفت : حماد ، كه من عربيت را از او آموختم . سيبويه از حمّاد خواستار املا شد . حماد گفت : قال رسول الله ( ص ) : ما من احد من اصحابى الّا من لو شئت لاخذت عنه علما ، ليس ابا الدرداء . سيبويه گفت : ليس ابو الدرداء . حماد گفت . غلط گفتى ، ليس ابا الدرداء . سيبويه گفت : پس بايد در پى فرا گرفتن علمى روم كه هرگز در سخنم غلط نباشد . پس به تحصيل نحو پرداخت و ملازم خليل بن احمد شد . ابو عمرو جرمى مىگفت : فقيهى را
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : دوستت دارم اگر نمىدانى بدان عشقى كه كمترين كمترين آن چون عشق همهء جهانيان است . [ 2 ] طبقات ابن سعد 7 : 282 ، المعارف : 503 ، المعرفة و التاريخ 2 : 193 - 204 ، مراتب النحويين : 66 ، اخبار النحويين البصريين : 60 ، الفهرست 283 ، طبقات الزبيدى : 51 ، حلية الاولياء 6 : 249 ، نزهة الالبّاء : 26 ، انباه الرواة 1 : 329 ، سير الذهبى 7 : 444 ، العبر 1 : 248 ، تذكرة الحفّاظ 1 : 202 ، ميزان الاعتدال 1 : 590 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 258 ، الوافى 13 : 145 ، البلغه : 73 ، تهذيب التهذيب 3 : 11 ، بغية الوعاة 1 : 548 ، الشذرات 1 : 262 ، روضات الجنّات 3 : 249 ، الجواهر المضيئة 1 : 225 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 504 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى