تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
فغطّت باكمامها راسها
منصور از اين بداهت شادمان شد . ابن عريف كه حاضر بود بر او حسد برد و منصور را گفت : اين دو بيت از ديگرى است يكى از شاعران بغداد آن را در مصر براى من خوانده است و آنها به خط شاعر در پشت كتابى نزد من است . منصور گفت : آن را به من نشان بده . ابن عريف بر مركب خود سوار شد و نزد ابن بدر آمد و او در آن زمان به بديهه گويى شهره بود و ماجرا بگفت . آن بيتها را در چند بيتى كه خود سرود جاى داد . ابن عريف آن شعرها برگرفت و در پشت كتابى به خط مصرى و مركب قرمز نوشت و نزد منصور برد . منصور سخت به خشم آمد و گفت : فردا او را امتحان مىكنم . اگر فروماند او را از قلمرو خود بيرون مىكنم . ديگر روز كه صاعد آمد ، در نزد منصور طبقى بزرگ بود پر از انواع تنديسهاى زيبا و غرفه‌ها و در آن غرفه‌ها كنيزان خوبروى . و در زير آنها بركهء آبى كه به جاى سنگريزه در آن گوهرها ريخته بودند . منصور به صاعد اشارت كرد كه آن را بداهتا وصف كن و تو در اين روز در نزد ما يا خوشبخت مىشوى يا بدبخت . صاعد در ابياتى كه به بداهت سرود همهء آن را جزء جزء در نهايت شيوايى وصف كرد . حاضران همه در شگفت شدند و منصور آن بيتها را به خط خود نوشت ولى در گوشه‌اى از آن طبق تنديس كنيزى زيبا بود در زورقى كه پاروهاى طلا در دست داشت ، منصور گفت : نيكو آوردى ولى آن زورق فراموش كرده‌اى . در حال آن را هم وصف كرد . منصور هزار دينار و صد جامه‌اش جايزه داد و براى او در هر ماه سى دينار مشاهره معين كرد و او را در زمرهء نديمان خود آورد . ابو القاسم بن عريف در طليطله در ماه رجب سال 390 وفات كرد .

407 - حرملة بن منذر بن معد يكرب [ 1 ]

وى نسب به يعرب بن قحطان مىرساند . كنيه‌اش ابو زبيد است ، معروف به طائى . شاعرى كه صد و پنجاه سال عمر كرد . در شمار شاعران مخضرم است كه هم پيش از اسلام را درك كرد و هم اسلام را ولى اسلام نياورد و تا پايان عمر مسيحى بود . ابو زبيد
هامش
[ 1 ] طبقات ابن سلام 2 : 593 ، الشعر و الشعراء : 219 ( المنذر بن حرملة ) ، الاغانى 12 : 118 ، مصورة ابن عساكر 4 : 321 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 111 ، بغية الطلب 5 : 2188 ، الوافى 11 : 335 ، السمط : 118 ، الخزانه 2 : 155 و الاصابة 2 : 60 .