حسن او را با نامهاى از فم الصّلح به نزد مأمون فرستاد . او در ميان بغداد و فم الصّلح در آب غرق شد . آنگاه فرزندش سليمان بن وهب ، كه نوجوانى چهاردهساله بود ، به خدمت مأمون در آمد و كاتب او شد . سپس كتابت ايتاخ ترك را بر عهده گرفت و سپس كتابت اشناس ترك را و اين دو مردانى مقتدر بودند . سپس وزارت المعتمد على الله يافت .
حسن بن وهب و سليمان بن وهب شاعر بودند . صاحب اشعار مليح و رسايل بليغ .
مرزبانى گويد بنى وهب در اصل مسيحى بودند ، از خسرو شاپور از اعمال واسط .
صولى گويد : در آغاز كه حسن بن وهب به محمد بن عبد الملك زيّات ، در اواخر عهد مأمون پيوست ، عهدهدار امر نفقات بود و ديگر امور . سپس كارش در ايام معتصم بالا گرفت و از خانه بيرون نمىآمد تا ابن عمّار وزارت معتصم يافت . و او محمد بن عبد الملك را به نيابت وزارت برگزيد و محمد بن عبد الملك ، حسن بن وهب را امارت داد . از اوست در پاسخ كسى كه به او گفته بود كه چرا امروز به بزم ننشينى :
اذا كان يومى غير يوم مدامة [ 1 ] * و لا يوم فتيان فما هو من عمرى
و ان كان معمورا بعود و قهوة * فذلك مسروق لعمرى من الدهر
357 - حسن بن وهب موصلايا
[ 2 ] ابو على ، كاتب نصرانى كه اصلش از موصل بود . در ايام قائم و معتمد كاتب ديوان انشا بود . خطش شبيه خط ابو عبد الله بن مقله بود . ابن موصلايا در سال 427 وفات كرد .
358 - حسن بن يسار بصرى
[ 3 ] حسن بن ابى الحسن بصرى فقيه ، قارى قرآن و عابد مشهور كه به سال 110 درگذشت . او
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر روز من نه در بادهگسارى گذرد و نه در معاشرت جوانان آن روز از عمر من به حساب نيايد .
و اگر برخوردار از عود و شراب باشد به جان خود سوگند كه آن روز از روزگار دزديده شده .
[ 2 ] از المختصر .
[ 3 ] ابن خلكان 2 : 69 ، حلية الاولياء 2 : 131 - 161 ، طبقات ابن سعد 7 : 156 ، ذكر اخبار اصفهان 1 : 254 ، طبقات الشيرازى : 68 ، الوافى 12 : 309 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 235 ، الشذرات 1 : 136 ( اين ترجمه از المختصر برگرفته شده ) .