رايت الهلال على وجهه * فلم ادر ايّهما انور
سوى آنّ ذاك بعيد المزار * و هذا قريب لمن ينظر
و ذاك يغيب و ذا حاضر * و ما من يغيب كمن يحضر
و نفع الهلال قليل لنا * و نفع الحبيب لنا اكثر
360 - حسن بن يعقوب بن احمد
[ 1 ] ابو بكر ، خود اديب بود و پدرش نيز اديب . وى در زمان خود استاد مردم نيشابور بود .
از علماى معتزله بود و از داعيان شيعه . نمونهاى از خطش را ديدم دربارهء كسانى كه تاريخ او را سماع كرده بودند و اين در سال 517 بود . در اين سال هم وفات كرد .
361 - حسن بن ابى المعالى بن مسعود بن حسين
[ 2 ] وى ابو على حلّى ، معروف به ابن باقلانى نحوى بود . به سال 568 متولد شد . در عصر خود يكى از ائمهء عربيت بود . از ابو الفرج بن كليب و جز او سماع كرد . و ادب عرب را از ابو البقاء عكبرىّ و لغت را از ابو محمد بن مأمون و كلام و حكمت را از امام نصير الدين طوسى آموخت و در اين فنون بر همگان رياست يافت و نيز در علم نحو سر آمد شد . فقه ابو حنيفه را از ابو المحاسن يوسف بن اسماعيل لمغانى [ 3 ] حنفى فرا گرفت ، و سپس به مذهب امام شافعى گرويد . محفوظاتش فراوان بود . در عين تواضع و نرمخويى صاحب وقار و تمكين بود . در سال 603 وى را در بغداد ديدم و اين آخرين ديدار ما بود .
هامش
زيارتش محال و اين به كسى كه در او مىنگرد نزديك است . ماه پنهان مىشود و اين همواره حاضر است . آنكه غايب مىشود كجا و آنكه همواره حاضر است كجا ؟ . سود هلال براى ما اندك است و سود محبوب براى ما فراوان .
[ 1 ] الوافى 12 : 308 ، لسان الميزان 2 : 256 و در المختصر هم آمده است .
[ 2 ] تلخيص مجمع الالقاب 4 / 3 : 151 ، الوافى 12 : 273 ، الجواهر المضيئة 1 : 205 ، بغية الوعاة 1 : 526 ( در آنجا حسن بن معالى آمده است ) و وفاتش را در سال 637 نوشته . ابن الفوطى گويد كه او در سال 683 درگذشته است .
[ 3 ] م : الدامغانى . الوافى : اللامغانى .