خوارزم . در پايان كتاب ذيل تتمة اليتيمة بخشى از اشعار و رسايل خود را آورده است و گويد كه حسن بن مظفر نيشابورى مؤلف اين كتاب اصلا خوارزمى است و در نيشابور زيسته است . از كسانى كه مقدار خود مىشناسد و مفتون نظم و نثر خود نيست . او نيز همانند ابو منصور ثعالبى ، رحمه الله ، كه شمهاى از شعر خود را در آخر كتاب تتمه اليتيمة آورده ، اندكى از شعر و نثر خود را در پايان اين كتاب آورده است . از اوست [ 1 ] :
جبينك الشمس فى الاضواء و القمر * يمينك البحر فى الارواء و المطر
و ظلّك الحرم المحفوظ ساكنه * و بابك الركن للقصّاد و الحجر
و سيبك الرزق مضمون لكلّ فم * و سيفك الاجل الجارى به القدر
انت الهمام بل البدر التمام بل ال . . * سيف الحسام بل الصارم الذّكر
و انت غيث الانام المستغاث به * اذا اغارت على ابنائها الغير
و نيز گويد [ 2 ] :
اريّا شمال ام نسيم من الصّبا * اتانا طروقا ام خيال لزينبا ؟
ام الطالع المسعود طالع ارضنا * فاطلع فيها للسّعادة كوكبا ؟
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : پيشانى تو چون خورشيد درخشان و ماه تابان است . دستت دريا و باران است در سيراب كردن تشنگان . سايهات حرمى است كه ساكنان آن از هر بد در امانند و درگاه تو براى آنها كه آهنگ آن كنند چون ركن و حجر است . عطاى تو رزقى است كه رزق دهان روزى خواران را ضمانت كند و شمشير تو اجلى كه قضا و قدر بدان جارى است . تو سرورى بخشيدهاى ، تو ماه تمام هستى ، تو تيغ برندهاى ، تو شمشير پولادينى ، تو براى مردم به منزلهء بارانى كه مردم به استغاثه مىطلبند به هنگامى كه حوادث بر آنان هجوم آورد .
[ 2 ] حاصل معنى : آيا بوى خوش باد شمال است يا نسيم صباست كه شب هنگام به نزد ما آمد يا رؤياى زينب است يا ستارهء سعد است كه در ديار ما بردميده يا ستارهء خوشبختى است .