تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

349 - حسن بن محمد بن عزيز لغوى

[ 1 ] ابو منصور ، از احوال او چيزى نمىدانم . جز آنكه كتابى از او در لغت ديدم در ده مجلّد ، مرتب بر حروف معجم كه آن را ديوان العرب و ميدان الادب ناميده بود . و به خط خود بر آن نوشته بود كه در ماه شعبان سال 437 خوانده شده .

350 - حسن بن قاسم بن على واسطى

[ 2 ] وى به غلام الهراس معروف بود . ابو على كنيه داشت و ملقب به مقرى و امام الحرمين . در سال 467 در واسط وفات كرد . به طلب اسناد در قراءات سفرها كرد و براى تحصيل تجويد خود را در رنج افكند . تا از معاريف زمان خود گرديد و مردم از اقطار زمين به نزد او رخت كشيدند . در آخر عمر نابينا شد . برخى بر او عيب مىگرفتند كه در موضوعى دعوى سند مىكند و حال آنكه حقيقت ندارد . اين را ابن خيرون امين و ديگران گفته‌اند .

351 - حسن بن محمد بن عبد الصمد بن ابى شخباء

[ 3 ] وى ابو على عسقلانى بود صاحب رسايل . چنان كه على بن بسّام در كتاب الذخيرة آورده است . در سال 432 در مصر محبوس در خزانة البنود وفات كرد . المجيد ذو الفضلين لقب داشت و يكى از شعراى فصيح و بليغ بود . او را رسايلى است مدوّن و مشهور . گويند قاضى فاضل عبد الرحيم بن بيسانى از آنها در نگارش مدد مىگرفت . پندارم در ديوان رسايل مستنصر ، فرمانرواى مصر ، به كار مشغول بود زيرا رسايل او پاسخهايى است به بساسيرى و بيشتر آنها اخوانيات است و آنچه از سوى خود به دوستان و وزرا و امراى زمان نوشته است .

352 - حسن بن محمد بن الحسن بن محمد بن حمدون

[ 4 ] كنيهء او ابو سعد و كنيهء پدرش ابو المعالى و كنيهء جدّش ابو سعد بود . ابو سعد جدّ او از
هامش
[ 1 ] الوافى 12 : 244 ( او از ياقوت نقل كرده ) و بنگريد به بغية الوعاة 1 : 523 . [ 2 ] الوافى 12 : 204 ( از ياقوت برگرفته ) ، مصورة ابن عساكر 4 : 578 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 239 ، عبر الذهبى 3 : 266 ، ميزان الاعتدال 1 : 518 ، لسان الميزان : 245 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 228 ، الشذرات 3 : 329 . [ 3 ] ابن خلكان 2 : 89 ، الوافى 12 : 68 ، الذخيرة 4 / 2 : 627 . ( ياقوت از ذخيره برگرفته ) ، اتعاظ الحنفاء ( در آنجا آمده است كه در سال 483 وفات يافته ) . [ 4 ] مختصر ابن الدبيثى 2 : 23 ، ذيل الروضتين : 79 ، عبر الذهبى 5 : 27 ، الوافى 12 : 221 .