در شهر خود پيشهء سمسارى داشت و در ادب از ظرافت برخوردار . كتاب سرقات المتنبى از اوست . يكى از اهل ادب او را به سبب اين كار سرزنش كرد . و او به سرزنش اين و آن وقعى نمىنهاد . كسى او را گفت : تو در پى يافتن سرقات متنبّى هستى و حال آنكه اين ابيات تو برگرفته از سخن متنبّى است آنجا كه گفتهاى [ 1 ] :
لو كان كلّ عليل * يزداد مثلك حسنا
لكان كل مريض * يودّ لو كان مضنى
و متنبى گويد : [ 2 ]
فلو كان المريض يزيد حسنا * كما تزداد انت على السقام
گفت : خدا داند كه تاكنون اين شعر را نشنيدهام . گفت پس متنبّى را معذور دار .
345 - حسن بن محمد سهواجى
[ 3 ] ابو على اديبى فرزانه بود و شاعرى خردمند و مشهور و معروف . سهواج از قراء مصر است وى به سال 400 در مصر وفات كرد . از اوست : [ 4 ]
قوم كرام اذا سلّوا سيوفهم * فى الرّوع لم يغمدوها فى سوى المهج
اذا دجا الخطب او ضاقت مذاهبه * وجدت عندهم ما شئت من فرج
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر هركس كه بيمار شود ، همانند تو اين چنين بر زيباييش بيفزايد ، هر بيمارى دوست مىداشت كه بيماريش به دراز كشد .
[ 2 ] حاصل معنى : اگر بيمار بر حسنش افزوده شود ، آنچنانكه حسن تو در بيمارى افزون گرديد . . .
[ 3 ] صفدى 12 : 243 ، تصريح كرده كه آن را از ياقوت برگرفته است . و نيز بنگريد به يتيمة الدهر : 397 ، الفوات 1 : 262 .
[ 4 ] مردمى بزرگوار كه چون شمشير بركشند ، در روز نبرد ، آنها را جز در دل دشمن غلاف نمىكنند . چون حوادث همه جا را فرو گيرد و راهها بسته گردد تو راه رهايى را در نزد ايشان مىيابى .