تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
بنى تميم فرود آمده بودند ، در ايام عمر بن خطاب . اينان اسلام آوردند و با مسلمانان به غزا رفتند . عربها به آنان گفتند : شما اگر چه عرب نيستيد برادران و خويشاوندان ما و ياران ما و بنى عم ما هستيد . ازآن‌پس بدين لقب مشهور شدند . ابو العاليه به بغداد آمد و عباس بن مأمون را ادب آموخت . وى از اصحاب اصمعى بود . محمد بن يزيد مبرّد گويد : از ابو العاليه پرسيدند كه چگونه‌اى ؟ گفت : به حالتى هستم كه نه خدا دوست دارد و نه خود دوست دارم و نه ابليس دوست دارد . زيرا خداى عز و جل خواهد كه اطاعتش كنم و معصيتش ننمايم و من چنين نيستم ، ابليس مىخواهد كه او را اطاعت كنم و خدا را معصيت نمايم كه چنين هم نيستم ، خودم مىخواهم در غايت خوشبختى و توانگرى باشم كه چنين هم نيستم .

343 - حسن بن محمد مهلّبى وزير [ 1 ]

ابو محمد نسب به مهلّب بن ابى صفره مىرساند . وى وزير معزّ الدوله ابو الحسين بن احمد بن بويه بود . در ايام وزارتش به سال 352 جهان را بدرود گفت . مهلّبى از حيث برترى مقام و سعهء صدر و بلندى همت و بخشندگى مشهور همگان بود . ايام وزارتش و تدبير او در كارهاى عراق در عصر معز الدوله بر كسى پوشيده نيست . با اين همه ، در ادب و محبت اديبان و توجه و اقبال به آنها و احسان در حق ايشان به نهايت رسيده بود . در ترسّل و شعر ضرب المثل بود . يكى از شعراى معاصرش چهرهء دلپسند معشوق را به شعر مهلّبى تشبيه مىكند : [ 2 ]
و له طلعة كنيل الامانى * او كشعر المهلّبىّ الوزير
ثعالبى گويد [ 3 ] كه مهلّبى پيش از رسيدن به قدرت مردى ناتوان و فقير بود . روزى با يكى از دوستانش [ 4 ] به سفر رفته بود . دوستش مردى عابد و زاهد بود و او اهل شعر و ادب . در سفر رنج فراوان برد و هوس گوشت نمود ولى بهاى آن نداشت . و بداهة
هامش
[ 1 ] الصفدى 12 : 223 ، اليتيمه 2 : 223 ، المنتظم 7 : 9 ، ابن خلكان 2 : 124 ، الفوات 1 : 353 ، البداية و النهاية 11 : 241 ، عبر الذهبى 2 : 294 ، الشذرات 3 : 9 و او را اخبار بسيار است در نشوار المحاضره . [ 2 ] حاصل معنى : او را چهره‌اى است كه به برآوردن آرزوها ماند يا به شعر مهلبى وزير . [ 3 ] اليتيمه 2 : 223 و نيز بنگريد به ابن خلكان و الوافى و الفوات . [ 4 ] نام اين دوست را ابو عبد الله صوفى و يا ابو الحسن عسقلانى نوشته‌اند .