تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
قطان و وطواط چند نامهء ديگر به يكديگر نوشته‌اند . سرانجام در پايان يكى از نامه‌ها وطواط تهديد كرده كه اگر از اين تهمت بازنايستد كار به كشيدن شمشير خواهد كشيد و اگر بازايستد او همانند گذشته خادم مخلص و بندهء مطيع و شاگرد معتقد خواهد بود . قطان در پاسخ او از سخنان خود پوزش خواسته و وطواط را از آن تهمت مبرّا ساخته . از آثار قطان است : كتاب دوحة الشرف ، در نسب ابو طالب در هشت مجلّد ، و رسالهء سارحة الرموز و فاتحه الكنوز و سبائك الذهب و كتاب العروض ، به گونهء مشجر و كتاب كيهان شناخت ، در علم هيئت . من اين كتاب را ديده‌ام . در موضوع خود كتابى نيكوست و اشعار او در كتاب الدّوحه فى النسب آمده است . ابو سعد سمعانى گويد كه وى مردى فاضل بود و عالم به صناعت طب و لغت و ادب و علوم مهجور اوائل . وى مذهب آنان را تأييد مىكرد و به آنان گرايش داشت . در آغاز عمر به فقه و حديث اشتغال داشت ولى از آنها اعراض نمود . در سنين پيرى باز هم به علوم شرعى روى آورد و خدا از باطن مردم آگاه است . كتاب فضائل القرآن را نزد ابو القاسم عبد الله بن محمد بن على قرشى فرا گرفت .

338 - حسن بن على بن غسّان [ 1 ]

ابو عمرو معروف به شاكر بصرى . از فضلاى بزرگ بصره بود و داناترين و خردمندترين آنان . فضلا و علماى آن ديار در نزد او حديث و فقه و علوم قرآنى و كتب ادب مىآموختند . مردى خوش‌ظاهر و نظيف بود و خطى خوش داشت و نيز خلقى نيكو ، با مناعت و ديندار و پرهيزگار و شافعى مذهب . او را در چند فن مصنفاتى است و نيز در فنون مختلف شعر سروده و او را در ادعيه و خطب آثارى است كه ديگر معاصرانش را نيست . صاحب فرزندى بود به نام عبد الرحمن كه در تربيت و تعليم او جدى بليغ داشت ولى ارادهء خداوند چيز ديگر بود . آن پسر در زمان پدر با كنّاسان و امثال آنان معاشرت مىكرد . پدر بسى كوشيد كه او را از آن كارها برهاند به مقصود نرسيد . پدر ديده بر جهان فرو بست و او بر همان حال بود . و از اشعار اوست : [ 2 ]
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 316 ، الوافى 12 : 140 ، طبقات الداودى 1 : 137 . [ 2 ] حاصل معنى : اگر توانگران روزى به مال فراوانى كه اندوخته‌اند مفاخرت كنند من به دانش مفاخرت مىكنم زيرا دانش غايت هر مفاخرتى است .