تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
نزد او مىآمد و سؤالى مىكرد او را مىآزرد و دشنامش مىداد . قطّان در كتابخانهء مدرسه خاتونيه ، كه در آن زمان آبادان بود ، نظارت داشت . فضلا براى مطالعه به آنجا مىآمدند و از آن آثار دلپذير لذت مىبردند ، تا آنگاه كه خوارزمشاه به مرو لشكر كشيد - رشيد وطواط نيز با او بود - كتابهاى خوب را برگزيدند و به خوارزم بردند و كتابخانه فقير شد . قطّان بسيارى از كتب خود را بر كتابخانه وقف كرد . در اين باب ميان وطواط و قطان نامه‌هايى است و جوابهايى . قطّان مدعى است كه كتابهاى او را ، كه ثمرهء عمر او هستند ، غارت كرده‌اند و رشيد وطواط انكار مىكند و سوگند مىخورد كه چنين كارى نكرده است . هنگامى كه من در مرو بودم شيخ ما فخر الدين ابو المظفر عبد الرحيم بن تاج الاسلام ابو سعد سمعانى ، كه خدايش رحمت كناد ، بعضى از نامه‌هاى حسن قطّان را به من نمود كه به رشيد وطواط نوشته بود . نامه سراسر دشنام بود آن هم به صراحت نه به كنايت و دلايل و شواهد اقامه مىكرد كه رشيد حاصل يك عمر رنج او را به غارت برده . كتابهايى كه ديگر همانند آنها نوشته نخواهد شد . من كوشيدم تا نامه‌هاى رشيد محمد بن محمد بن عبد الجليل عمرى بلخى معروف به وطواط را هم به دست آورم . رشيد در يكى از جوابهايش گله كرده كه حسن قطان موجب هتك حرمت و ريختن آبروى او شده و گويد كه او قريب به هزار مجلد كتاب نفيس را كه از وجه حلال حاصل كرده ، براى انتفاع مسلمانان وقف كتابخانه‌هاى عالم اسلام كرده پس چگونه ممكن است بر كتابهاى امامى از مشايخ علم دست غارت گشايد آن هم اوراقى اندك كه اگر همهء آنها در بازار فروخته شود سفرهء فرومايه‌اى را رنگين نكند . حسن قطان پاسخ اين نامه را به تفصيل - كه به دو كراسه مىرسد - نوشته و در تهمت خود پاى فشرده است . آنگاه رشيد در پاسخ او نامه‌اى نوشته و براى او توضيح داده كه در آن روز شمار كثيرى از مردم بى سر و پا به لشكر خوارزمشاه پيوسته بودند و قتل و غارت را از حد گذرانيدند و به خانه‌هاى بزرگان شهر حمله آورده‌اند و بعيد نيست كه به كتابخانه‌هاى اين كسان هم راه يافته باشند . وى نيز به مقتضاى اشارت او مأمور شده كه كتابها را به لشكرگاه ببرد . چون به سراى او داخل شده كتابهاى بىشمارى ديده و گفته است كه حمل اين كتابها كارى دشوار است آنها را به همان حال كه بودند در مكان خود رها كرده و همان گونه كه داخل شده بود ، دست خالى بيرون آمده است حتى جزوى و دفترى نيز نبرده نه از كتابها و نه از ديگر اموال .