هنگامى كه برادرش رشيد به صلاح الدين يوسف بن ايوب پيوست و صلاح الدين اسكندريه را در محاصره داشت ، شاور مهذّب را بگرفت و به زندان كرد . وى تا عطوفت شاور را برانگيزد براى او اشعار بسيار سرود و فرستاد ولى بر سر لطف نيامد . سرانجام به فرزند او الكامل ابو الفوارس شجاع بن شاور التجا نمود . الكامل به ياريش برخاست و از زندانش برهانيد و نزد خود برد و در حق او نيكيها نمود . از اوست در اين معنى [ 1 ] :
ايا صاحبى سجن الخزانة خلّيا * نسيم الصّبا يرسل الى كبدى نفحا
و قولا لضوء الصّبح هل انت عائد * الى ناظرى ام لا ارى بعدها صبحا
فان تحبسانى فى النجوم تجبّرا * فلن تحبسا منّى له الشكر و المدحا
شريف ابو جعفر محمد بن عبد العزيز ادريسى براى من حكايت كرد كه سبب زندانى شدنش آن بود كه با اسد الدين شير كوه كه بلبيس را محاصره كرده بود مكاتبه نمود و اسد الدين با شاور مىجنگيد . چون اسد الدين برفت شاور او را بگرفت و به زندان فرستاد . از اوست [ 2 ] :
لقد طال هذا الليل بعد فراقه * و عهدى به قبل الفراق قصير
فكيف ارجّى الصّبح بعدهم و قد * تولّت شموس بعدهم و بدور
336 - حسن بن على بن ابى سالم ، معمّر بن عبد الملك بن ناهوج [ 3 ]
وى اسكافى الاصل ولى زادگاه و خانهاش در بغداد بود . كنيهاش ابو البدر بود و پدرش را
هامش
[ 1 ] اى دو دوست من در زندان خزانه ، بگذاريد تا نسيم صبا نفحات خود بر جگر من بوزد . و به فروغ بامدادى بگوييد آيا چشمان من بار ديگر تو را خواهد ديد يا ازآنپس بامدادى نخواهم ديد . اگر مرا به جبر در ستارگان محبوس داريد نتوانيد مدح و سپاس مرا براى او محبوس داريد
. [ 2 ] حاصل معنى : اين شب ، شب پس از جدايى چه دراز است و دوستى من با او پيش از جدايى چه كوتاه بود .
چسان بعد از ايشان اميد بامدادم باشد درحالىكه خورشيدها و ماهها پس از آنها غروب كردهاند .
[ 3 ] مختصر ابن الدبيثى 2 : 19 ، الوافى 12 : 139 ، بغية الوعاة 1 : 514 .