خداوند او را مسئول كارهاى ما ساخته . او حج ما و نماز ما را بر پا مىدارد و ما زكات اموال خود را به او مىدهيم و با او به جهاد مىرويم . امامت او را به كار مىبنديم ، اگر ما را فرمان دهد به جاى مىآوريم و اگر بازدارد بازمىايستيم . اسحاق بن ابراهيم پرسيد : آيا قرآن مخلوق است ؟ او باز همان سخنان آغاز كرد و ميان او و اسحاق گفتگويى در گرفت .
سرانجام او را رها كرد و روى به احمد بن حنبل نمود و از او سؤال كرد .
حافظ ابو القاسم گويد : بر خلاف آنچه مردم پندارند او از فرزندان زياد بن ابيه نبود بلكه يكى از نياكان او با ام ولدى از آن زياد ازدواج كرده بود و ، ازاينرو ، او را زيادى مىگفتند . احمد بن ابى طاهر صاحب كتاب بغداد چنين گويد .
326 - حسن بن على [ 1 ] حرمازى [ 2 ]
ابو على كنيه داشت . وى از موالى بنى هاشم بود ، سپس از موالى آل سليمان بن على بن عبد اللّه بن عباس . در بصره در ميان بنى حرماز مىزيست و به آنان انتساب مىجست .
حرمازى لقب اوست . نامش حارث بن مالك بن عمرو بن تميم بن مرّ است . در باديه نشئت يافت ، سپس به بصره آمد و در آنجا زيستن گرفت .
مبرّد گويد : توزى و حرمازى و حرمى از ابو عبيده و ابو زيد سعيد بن اوس انصارى و اصمعى علم آموختند و اين سه از بزرگترين اصحاب آنان بودند و ابراهيم زيادى و مازنى و رياشى به سال كمتر از اينان بودند . از اوست دربارهء كسى كه او را وعده داده بود و به وعدهء خود وفا نكرده بود [ 3 ] :
رايت الناس قد صدقوا و مانوا * و وعدك كله خلف و مين
وعدت فما وفيت لنا بوعد * و موعود الكريم عليه دين
الا يا ليتنى استبقيت وجهى
هامش
[ 1 ] م : على بن
. [ 2 ] الفهرست : 54 ، مراتب النحويين : 75 ، نور القبس : 208 ، الوافى 12 : 142 ، بغية الوعاة 1 : 515 .
. [ 3 ] حاصل معنى : مردم را ديدم كه راست مىگويند و هم دروغ مىگويند درحالىكه وعدههاى تو همه دروغ است . وعده دادى و بدان وفا نكردى و كريمان را وعدههايشان دينى است بر گردن . اى كاش آبروى خود را نگه داشته بودم زيرا بر جاى ماندن آبروى آزاد مرد زيور اوست .