تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
خراسانى را حادثه‌اى از حج بازداشت و به شهر خود بازگشت و از ابو حسان مال خود طلب نمود . وى حيران شد و عذر مىآورد و خراسانى پىدرپى مال خود مىطلبيد . تا وعده داد كه در فلان روز آن مال بپردازد . آن شب خواب به چشمش نرفت كه سخت مضطرب بود . عزم سراى دينار بن عبد اللّه نمود . در راه فرستادهء دينار را ديد كه ابو حسان زيادى را مىجست . گفت منم و سبب پرسيد . آن مرد گفت كه دينار بن عبد اللّه تو را سلام مىگويد و براى خرج عيالان تو ده هزار درهم فرستاده است . ابو حسان مال بستد و سپاس نعمت حق به جاى آورد و به خانه بازگشت و مال به خراسانى داد . سپس نزد دينار بن عبد اللّه رفت تا او را سپاس گويد . و ماجرا باز گفت . دينار گفت : پس آن ده هزار دينار را ما براى خراسانى فرستاده‌ايم ، پس عيالان تو چه خواهند كرد و ده هزار دينار ديگر به او داد . در سال 218 مأمون ، كه در مرز بود ، به اسحاق بن ابراهيم مصعبى والى بغداد نوشت كه قضات و شهود و فقها و محدّثان را در باب قرآن امتحان كند . هركس كه اقرار كند كه قرآن مخلوق و محدث است او را رها كند و هركه از اقرار بدان سر برتابد به او خبر دهد تا خود دربارهء او حكم كند . اسحاق ، ابو حسان زيادى و بشر بن وليد كندى و على بن ابى مقاتل و فضل بن غانم و ذيال بن هيثم و سجّاده و قواريرى و احمد بن حنبل و قتيبة و سعدويه واسطى و على بن الجعد و سعد بن ابى اسرائيل و ابن الهرش و ابن علية الاكبر و يحيى بن عبد الرحمن ريّاشى [ 1 ] و شيخى ديگر از فرزندان عمر بن خطّاب ، كه قاضى رقّه بود ، و ابو نصر تمّار و ابو معمر قطيعى و محمد بن حاتم بن ميمون و محمد بن نوح مضروب و ابن فرخان و جماعتى ديگر را چون نضر بن شميل و ابو على عاصم و ابو العوّام بزاز و ابن شجاع و عبد الرحمن بن اسحاق را فرا خواند . چون به اسحاق بن ابراهيم داخل شدند وى نامهء مأمون را دو بار بر آنها خواند تا نيك دريافتندش . سپس با يك يك آنان سخن گفت . بعضى به مغالطه و بعضى به صراحت پاسخ دادند . ابو حسان زيادى را گفت : تو چه مىگويى ؟ و باز نامهء مأمون را برخواند . ابو حسان بدان اقرار كرد و گفت : هركه چنين نگويد كافر است . اسحاق بن ابراهيم پرسيد : آيا قرآن مخلوق است ؟ گفت : قرآن كلام خداست و خدا خالق هر چيزى است و امير المؤمنين امام ماست ، به سبب او همه علمها را شنيديم . او چيزى را شنود كه ما نمىشنويم و چيزهايى را داند كه ما نمىدانيم .
هامش
[ 1 ] در طبرى ( 1121 - 1123 ) : العمرى .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 413 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى