تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
كار دارد كه من از آن عارى هستم و به سياست نياز دارد كه من از آن دورم . كارهاى دشوار را در پيرى بر عهده گرفتن چيزى جز رنج و عذاب نيست . نصرى گويد من كاتب صيمرى ابو جعفر محمد بن احمد بن محمد بودم . روزى مرا خواسته بود كه نامهء ابو الفضل بن عميد را جواب گويم . مرا نيافتند . ابو سعيد سيرافى در محضر بود از او خواست كه او جواب نويسد . او كاغذ برگرفت و زمانى درنگ كرد و نوشت و خط زد و اصلاح كرد تا سرانجام نامه به پايان آورد . صيمرى در نامه نگريست . از حيث لفظ و ترتيب و سياق مخالف سبك و شيوهء معمول و معهود بود . نصرى گويد : در اين حال من وارد شدم ، صميرى اين بيت را خواند :
يا بارى القوس بريا ليس يصلحه * لا تظلم القوس اعط القوس باريها
حاصل معنى آنكه ساختن كمان را به كمانگر واگذار . آنگاه از ابو سعيد پوزش خواست و گفت نامه را به شاگرد خود ابو عبد اللّه ده . ابو سعيد از اين سخن شرمنده شد و چون من بدون مسوّده نامه را آغاز كردم و به پايان بردم حيرت كرد . ابو سعيد مردى بى همتا بود . نزد او قرآن و تفسير و فقه و فرايض و شروط و نحو و لغت و عروض و قوافى و حساب و هندسه و شعر و حديث و اخبار مىآموختند و او در اين فنون به حد نهايت رسيده بود يا در حد ميانه بود . اما ابو على بن عيسى در نحو و لغت و كلام و منطق رتبتى و الا داشت و جز اين عيبى نداشت كه در منطق به راه واضع منطق نمىرفت و خود راه و رسم ديگرى برگزيده بود . در علم قرآن كتاب نفيسى ساخت . وى را دينى به كمال و عقلى استوار بود . اما ابن المراغى به پايهء اينان نمىرسيد با آنكه در بيان و حفظ و قوت نفس و شعر و كثرت روايت از براعت و دانش برخوردار بود . هركه در كتاب البهجه از آثار او بنگرد او را بيشتر از آنچه ما وصف كرديم خواهد يافت . اما مرزبانى و ابن شاذان و قرميسينى و ابن الخلّال و ابن حيّويه آنها نيز از فضايلى برخوردار بودند ولى در حد متوسط . ابو حيّان گويد : [ 1 ] : شبى در مجلس صاحب بن عبّاد صحبت ابو سعيد در ميان آمد .
هامش
[ 1 ] اخلاق الوزيرين : 401 - 402 .