تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
دچار سهو و خطا مىشود همان گونه كه اسب راهوار گاهى مىلغزد . سخن چون فراوان شود از خطا عارى نماند و از تناقض در امان نباشد . خداست در دنيا و آخرت ياور و معين . نيز ابو حيان گويد : ابو سعيد سيرافى ديندار و پرهيزگار بود روزها را روزه مىداشت و به خشوع و قرائت سپرى مىساخت و شبها به نماز مىايستاد . چهل سال ، هر روز ، روزه گرفت و ابو اسحاق مداينى گويد كه براى او چيزى نخواندم كه در آن ذكر مرگ و قبر و رستاخيز و نشور و حساب و بهشت و دوزخ و وعد و وعيد و عقاب و مجازات و ثواب و انذار و اعذار و مذمت دنيا و دگرگون شدن حال مردمش آمده باشد ، مگر اينكه مىگريست و جزع مىكرد و گاه آن روز و آن شب زندگى او منغّص مىگرديد و از آنچه عادت او بود از خوردن و آشاميدن امتناع مىكرد و براى ما شعرها مىخواند و امثال مىآورد ، كه ما را از آنها فوايد بسيار حاصل مىآمد روزى او را ديدم كه اين ابيات مىخواند و مىگريست [ 1 ] :
حنى الدهر من بعد استقامته ظهرى * و افضى الى تنغيص عيشته عمرى و دبّ البلى فى كلّ عضو و مفصل * و من ذا الذى يبقى سليما على الدهر ؟
ابو حيان در كتاب الامتاع گويد [ 2 ] : وزير از من پرسيد ابو سعيد را نسبت به ابو على چه پايه است و على بن عيسى را نسبت به آن دو و مراغى نسبت به اينان در چه پايه‌اى قرار دارد ، همچنين مرزبانى را با ابن شاذان و ابن ورّاق و ابن حيّويه ؟ گفتم : ابو سعيد در علم جامعتر است و مذاهب و شيوه‌هاى كلام عرب را بهتر مىشناسد . همواره راه ميانه را در دين و اخلاق برمىگزيند ، در روايت حديث برتر است و در قضاوت به احكام آشناتر است و در فتوا فقيه‌تر است و براى آنان كه نزد او آمد و شد دارند سودمندتر است . نوح بن نصر كه از علماى ملوك سامان بود در سال 340 براى او نامه‌اى نوشت و او را امام خطاب كرد و بيش از چهار صد مسئله از او پرسيد ، غالبا از مسائل دشوار و ديرياب و
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : روزگار قامت راست مرا خميده كرد و زندگى من منغّص شد و فرسودگى در هر عضو و مفصل من رخنه نمود . چه كسى است كه با گذشت روزگار تندرست بماند . [ 2 ] الامتاع و المؤانسة 1 : 129 ، بنگريد به بغية الطلب 4 : 268 ( و او از خط قاضى فاضل نقل كرده ) .