تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
ترك كند زيرا كسى كه شراب مىنوشد به هر معصيتى مىافتد و به هر بليّه‌اى دچار مىشود و كارهاى او در نظر عقل و مروت مذموم است . شرب نبيذ او را در زمرهء سفها در مىآورد . نبيذ به عقل و دماغ و كبد و ذهن زيان مىرساند . در درون موجب پديد آمدن قرحه‌ها مىشود . شارب نبيذ جامهء صلاح و مروت و مهابت از تن برمىكند و در جملهء مردم مخبط و احمق در مىآيد . سخنش از روى فهم نيست بدون علم فرمان مىدهد بىهيچ موجبى مىخندد و بىهيچ سببى مىگريد . در برابر دشمن خاضع مىشود و بر دوست مىتازد و به كسى كه سزاوار بخشش نيست مىبخشد و كسى را كه بايد چيزى ببخشد محروم مىدارد . آنجا كه بايد امساك ورزد اسراف مىكند و آنجا كه نه جاى امساك است امساك مىكند . آنكه ثنايش گفته به نكوهش او زبان مىگشايد و اعمالش همه در خور ملامت شود . بندگانش به او وقعى نمىنهند و خويشاوندانش او را از خود مىرانند . فرزندانش از وى مىگريزند و برادرش تاب ديدارش را ندارد . قى مىكند و خود در آن مىغلطد و در نجاست خود دست و پا مىزند و در جامهء خود بول مىكند . چه بسا دوستش را مىكشد و بر كسى كه او را خوش آمد گويد دشنام مىدهد . زنش را طلاق مىگويد و اثاث خانه را مىشكند . ورد زبانش همه سخنان ناهنجار و فحش است . همسايه بر او نفرين مىكند و يارانش او را خوار مىدارند . در نزد خدا ملامت زده است و در نزد بندگان او نكوهيده . چه بسا در حال مستى به خيالى غمگين مىشود و خون مىگريد و از شدت غم گريبان چاك مىزند . نزديكان را فراموش مىكند و بيگانگان را به دوستى ياد مىكند . كودكان به او مىخندند و زنان اعمالش را نقل مجالس مىكنند . با اين همه از خداى دور است و به شيطان نزديك . گاه در فرمانبرى از شيطان خدا را نافرمانى مىكند . شيطان او را به هر سو كه خواهد مىكشاند و گناهان بزرگ را در ديده‌اش مىآرايد ، تا مرتكب فواحش گردد و حرام را حلال شمارد و نمازش را ضايع گذارد و سوگندهاى دروغ بخورد . علاوه بر آنكه چون به هوش آيد از كرده پشيمان شود در روز قيامت هم مستوجب عذاب خدا گردد . آن مرد گفت : سخن تو و وصف تو از نبيذ از هر برهانى كه بياورند بيشتر به دل مىچسبد و اثر آن از هر قول و خبرى افزونتر است . گفت : اگر وقت مىداشتم براى هر يك از خصالى كه بيان كردم از كتاب خدا و سنت رسول اللّه ( ص ) شاهدى مىآوردم . ابو حنيفه را مسائلى است كه من از آنها خشنود نيستم و بزرگان اصحابش و ناقلان مذهبش با آنها مخالفت ورزيده‌اند ولى هر فرزانه‌اى گهگاه
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 397 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى