امثال عرب كه در معنى آنها شك داشت . اين نامه با نامهء وزير ، بلعمى همراه بود . وزير او را امام المسلمين خطاب كرده بود . او نيز مسائل دشوارى از قرآن و امثال عرب پرسيده بود . نيز مرزبان بن محمد ، پادشاه ديلم ، براى او از آذربايجان نامهاى فرستاد و او را شيخ الاسلام خواند و در آن صد و بيست مسئله يا بيشتر پرسيده بود ، از قرآن و روايات رسول اللّه ( ص ) و صحابه . ابن حنزابه نيز از مصر نامهاى به او نوشت و او را الشيخ الجليل خطاب كرد و سيصد كلمه از فنون حديث كه از پيامبر ( ص ) روايت شده بود سؤال كرد . و ابو جعفر پادشاه سيستان به دست شيخ ما ابو سليمان براى او نامهاى نوشت و او را الشيخ الفرد خطاب كرد ، و از او هفتاد مسئلهء قرآنى و صد كلمه در عربى و معنى سيصد بيت شعر و چهل مسئله در احكام و سى مسئله در اصول به شيوهء متكلمين پرسيد .
ابو حيان گويد : وزير [ 1 ] از من پرسيد كه آيا اين مسائل و جوابها نزد توست ؟ گفتم : آرى .
پرسيد : چه مقدار است ؟ گفتم : هزار و پانصد ورقه اكثرا پشت كاغذ را هم نوشته است .
وزير گفت : به نظر كردن و تمتع برگرفتن از آنها و استفاده بردن از آنها نيازمندم ، ولى آسودگى و آرامش كجاست . سپس گفت : سخن خود ادامه بده . گفتم : اما ابو على ، همه به كتاب سيبويه مىپرداخت و از غير آنكه علم كوفيان بود دور بود و در لغت از كتب ابو زيد تجاوز نكرد و بر ابو سعيد سخت كينه مىورزيد و حسد مىبرد . به راستى او كجا و تفسير كتاب سيبويه از آغاز تا انجام كجا . اين فضل خداوند بود كه نصيب ابو سعيد گرديد ، كارى كه مبرّد و زجاج و ابن سرّاج و ابن درستويه هم با همهء وسعت علم نتوانستند .
الملك السعيد را قصد آن بود كه آن دو را در يك جاى گردآورد ولى ميسر نشد ، زيرا ابو سعيد در ماه رجب سال 368 وفات كرد .
ابو على شراب مىخورد و در پى هوا و هوس خود بود و اين راه و رسم اهل علم و طريقهء اهل ديانت نيست ولى ابو سعيد ، همه روز ، روزه بود و جز به جماعت نماز نمىخواند و بر طبق مذهب ابو حنيفه فتوا مىداد و سالها قضاوت كرد و در قضاوت از جادهء عدالت پاى بيرون ننهاد . ابو سعيد را خطى خوش بود . ابو جعفر صيمرى از او خواست كه انشا و تحرير او را بر عهده گيرد او نپذيرفت و گفت كه اين نياز به مهارت در
هامش
[ 1 ] مراد ابو عبد الله عارض معروف به ابن سعدان است .