تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
ديده‌ام و در آن آثار بناهاى باستانى است و مسجد جامعى نيكو كه بيشتر آن ويرانه است . ابو سعيد چندى در پاره‌اى از بخشهاى بغداد سمت قضا داشت . در روز دوشنبهء دوم رجب سال 368 در عصر خلافت الطائع در گذشت و در مقابر خيزران به خاك سپرده شد . پدرش مجوسى بود به نام بهزاد كه ابو سعيد او را عبد اللّه ناميد . ابو سعيد در بغداد علوم قرآن و نحو و لغت و فقه و تقسيم مواريث آموخت . از ابو بكر بن مجاهد قرآن را فرا گرفت و از ابو بكر بن دريد لغت را و آن دو از او نحو آموختند و نيز از ابو بكر بن سرّاج و ابو بكر بن مبرمان علم نحو را فرا گرفت و آن دو يكى در نزد او قرآن خواند و ديگرى حساب . خطيب گويد [ 1 ] : ابو سعيد مردى زاهد و پرهيزگار بود و در برابر حكمى كه مىكرد مزدى نمىگرفت . او همواره از دسترنج خود معاش خويش مىگذرانيد . وى به محكمه يا مجلس تدريس بيرون نمىآمد ، مگر آنكه ده ورقه استنساخ كرده باشد و در برابر آن ده درهم مزد مىگرفت و اين به قدر مئونت او بود . او را تأليفاتى است از جمله شرح كتاب سيبويه . ابو حيان توحيدى گويد كه اصحاب ابو على فارسى را ديدم كه براى به دست آوردن كتاب سيبويه و تحصيل آن جهد بسيار مىكردند ، به آنان گفتم : سبب چيست كه براى به دست آوردن و فرا گرفتن كتابش اين‌گونه تلاش مىكنيد و حال آنكه بر او عيب مىگيريد و از قدرش مىكاهيد ؟ گفتند : مىخواهيم او را رد كنيم پس بايد موارد خطاهايش را بشناسيم . ابو حيان گويد : كتاب را به دست آوردند و از آن بهره‌مند شدند و كسى از آنان بر او ردّى ننوشت . ابو على و اصحابش بر ابو سعيد سيرافى سخت حسد مىورزيدند و رمّانى را بر او برترى مىدادند . ابو الفرج اصفهانى صاحب كتاب اغانى نيز ابو سعيد سيرافى را هجو كرده و گفته است [ 2 ] :
لست صدرا و لا قرأت على صدر
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 7 : 341 ، بغية الطلب 267 . [ 2 ] حاصل معنى : تو نه رئيس قوم هستى و نه در نزد رئيس قومى چيزى خوانده‌اى و نه دانش اندك تو كافى است . خداوند هر شعر و نحو و عروضى را كه از سيراف بيايد لعنت كند .