تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
عتبت على قطّ ملك النّحاة * و قلت اتيت به غير صواب عضضت يدا خلقت للنّدى * و بثّ العلوم و ضرب الرقاب و اعرض عنى و قال اتّئد * أ ليس القطاط اعادى الكلاب

319 - حسن عبد اللّه معروف به لغده يا لكذهء اصفهانى [ 1 ]

كنيه‌اش ابو على بود . به بغداد آمد درحالىكه در فنون ادب معرفتى نيكو داشت و در قياس استاد بود و در سخن مسلط . در نحو و لغت سمت پيشوايى داشت . در طبقهء ابو حنيفهء دينورى و مشايخ هر دو يكسان بود و ميانشان كشمكشها در مىگرفت . ابو على در مجلس درس ابو اسحاق ابراهيم بن غيث حاضر مىشد و سخنان او مىنوشت . سپس با او به مخالفت برخاست و از او كناره گرفت و ازآن‌پس هر چه را برايش املا كرده بود نقص و رد مىكرد . حمزة بن حسن اصفهانى در كتاب اصفهان گويد : از لغت‌شناسانى كه در اصفهان سرآمد شدند و رياست يافتند و ديگران از آنان آموختند جماعتى هستند كه از آنهاست ابو على لغده و او در لغت و علم و شعر و نحو برتر از ديگران بود . در خردى كتابهاى ابو زيد و ابو عبيده و اصمعى را فرا گرفت و در آنها به تتبع پرداخت و از عربهايى كه به اصفهان مىآمدند بهره‌ها مىگرفت . اينان بر محمد بن يحيى بن ابان وارد مىشدند و خيمه‌هاى خود بر درگاه خانهء او در باغ سلم بن عود برپا مىكردند . ابو على هر روز نزد آنان مىرفت و مسائلى را از كتب لغت كه در آنها شك داشت از ايشان فرا مىگرفت و آنچه بر او معلوم مىشد در كتابى كه آن را كتاب النوادر ناميده بود ثبت مىكرد . در اواخر عمر در عراق همتايى نداشت . و اين كتاب النوادر كتابى بزرگ است و مىتواند با كتابهاى ابو زيد در نوادر همسرى كند . ديگر آثار او عبارتند از كتاب الصفات ، كتاب خلق الانسان ، كتاب خلق الفرس ، و نيز بر علماى لغت و راويان شعر و شعرا ردّيه‌ها نوشته و ما همه را در كتابى كه نزد ابو اسحاق زجّاج فرستاده‌ايم گردآورده‌ايم .
هامش
[ 1 ] الفهرست : 89 ، انباه الرّواة 3 : 43 ( حرف اللام ) ، الوافى 12 : 86 ، بغية الوعاة 1 : 509 ، روضات الجنّات 3 : 59 ( ياقوت از كتاب اصفهان حمزه و الفهرست بر گرفته ) .