تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و بنى مخزوم و بنى سعد و بنى حارث و ضباب و فهم و عدوان و مزينه .

313 - حسن بن خطير [ 1 ]

ابو على فارسى معروف به الظهير . فقيه و لغوى و نحوى بود . در قاهره از بلاد مصر به سال 598 وفات كرد . آنچه را در اينجا مىآورم از شاگرد او ابو جعفر محمد بن عبد العزيز ادريسى حسنى صعيدى در قاهره شنيده‌ام به سال 613 . او گفت كه ظهير در نامه‌ها و فتواهايش مىنوشت : « حسن النعمانى » او را از اين نسبت پرسيدم گفت كه من نعمانى هستم و از فرزندان نعمان بن منذر . زادگاهم نيز قريهء نعمانيه بود . از آنجا به شيراز رفتم و تحصيل علم كردم ، ازاين‌رو ، مرا فارسى نيز مىگويند . مذهب نعمان را نيز برگزيدم - يعنى ابو حنيفه را - و به رأى او فتوا مىدهم . حسن بن خطير از انواع علوم آگاه بود . قرآن را به ده روايت و نيز شواذ قراءات مىخواند . در تفسير قرآن و در شناخت ناسخ و منسوخ و فقه و مسائل مورد اختلاف و كلام و منطق و حساب و هيئت و طب سرآمد بود . در لغت و نحو و عروض و قوافى و روايت اشعار و ايام عرب و اخبار ملوك عرب و عجم عالمى مبرّز بود . در هر فنى از اين علوم كتابى را از حفظ داشت مثلا در علم تفسير كتاب لباب التفسير تاج القراء را از برداشت و در فقه كتاب الوجيز غزالى را و در فقه ابو حنيفه كتاب الجامع الصغير محمد بن حسن شيبانى را كه نسفى نظم داده بود و در كلام كتاب نهاية الاقدام شهرستانى را و در لغت كتاب جمهرهء ابن دريد را . اين كتابها را چنان از بر مىخواند كه كسى سورهء حمد را . و در نحو كتاب الايضاح ابو على را و در عروض كتاب صاحب بن عبّاد و در منطق ارجوزهء ابو على سينا را نيز كتاب قانون در طب را نيك مىشناخت . زبان عبرى هم مىدانست و با اهل آن زبان به همان زبان مناظره مىكرد . تا آنجا كه يكى از رؤساى يهود به او گفت : اگر بنا بر آن باشد كه سوگند بخورم كه سرور ما يكى از احبار يهود است سوگند مىخورم . علوم ادبى سرآمد همهء دانشهاى او بود . بارها ديده بودم كه شيخ ابو الفتح عثمان بن عيساى نحوى بلطى كه در آن روزگار در ديار مصر دعوى اين علم داشت از او برخى مسائل مىپرسيد و از واژه‌هاى شاذ و نادر سؤال مىكرد . روزى از او پرسيد - و من در آن
هامش
[ 1 ] الوافى 11 : 427 ، بغية الوعاة 1 : 502 ، الجواهر المضيئة 1 : 191 ، تاج التراجم : 17 ، حسن المناظرة 1 : 314 ، روضات الجنّات 3 : 92 .