تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
دينش را تجديد كند و اين مرد كه مىآيد يكى از آنهاست ؛ برخيزيد تا بر او سلام كنيم . پس برخاستند و استقبالش كردند و در آغوشش كشيدند . ابو العلاء عطار نزد شيخ ابو العزّ مقرى قلانسى [ 1 ] واسطى درس مىخواند و شيخ او را بر ديگر شاگردانش ترجيح مىداد و اين بر آنان گران مىآمد . روزى به آنان گفت : اختلاف قراء را در آيهء
كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ
( النور : 35 ) بيان كنيد . آنان در ماندند . سپس به ابو العلاء عطار گفت : تو بگوى . او بيش از ده قول را نقل كرد و استاد سخن او پيوسته تصديق مىكرد . سپس به حاضران گفت : اين است سبب آن برترى كه او را مىدهم . اگر مدتى هم به شما فرصت مىدادم نمىتوانستيد همانند او ، كه به بداهت تقرير كرد ، تقرير كنيد . ابو العلاء عطار همه سنتهاى رسول اللّه ( ص ) را مراعات مىكرد . به هيچ باطلى گوش فرا نمىداد . هر منكرى را كه مىديد غضبناك مىشد و شكيبايى خويش از دست مىداد . اهل مداهنه نبود . روزى ابو الحسن عبادى واعظ به ديدار او آمد و در ضمن سخن گفت كه چند بار مىخواستم به ديدار شما بيايم ولى اوضاع كواكب موافق نمىافتاد . شيخ او را ازاين‌گونه سخنان منع كرد و گفت متابعت سنّت اولاتر است . عبادى شرمنده شد و بيرون رفت . روزى در كرخ حديثى را تفسير مىكرد كه عبارت « حتى يدخل الجنّه » در آن آمده بود و او « الجنّه » را پيش از « حتى يدخل » تفسير كرد ولى از كردهء خود استغفار كرد زيرا نظم حديث را بر هم زده بود . چون سلطان محمد آهنگ بغداد كرد و با المقتفى لامر اللّه راه خلاف پيمود . شيخ در همدان بر شيخ عبد الاوّل صحيح بخارى مىخواند به اسلوبى كه همهء اهل شهر از امرا و فقها و علما و صوفيه و عوام نيز حاضر مىشدند . پس بر منبر ايستاد و با صداى رسا گفت : سلطان محمد و لشكرش خارج از دين و از مارقين هستند . هرگاه يكى از سپاهيان امير المؤمنين تيرى بر يكى از سپاهيان سلطان محمد زند و شخص سومى بخواهد آن تير بيرون كشد او هم خارج از دين و باغى است و چند بار سخن خود تكرار كرد . مىگفت كه از آن روى به تحصيل قرآن و حديث پرداختم كه ديدم كه بيشتر مردم از تحصيل آن روى گردانند . من براى رضاى خدا همهء عمرم را وقف اين دو كار كردم . از او نقل كرده‌اند كه گفته بود در روزى كه هوا سخت گرم بود بر در خانهء شيخ ابو العزّ
هامش
[ 1 ] نام او محمد بن الحسين قلانسى است . او در عصر خود مقرى واسط بود .