فرّاء آموخت . وى در هر فنى صاحب تأليف است چنان كه شمار تصانيف او را صد و پنجاه نوشتهاند . از آن جمله است شرحى كه بر كتاب ايضاح ابو على فارسى در نحو نوشته است . من آن كتاب را ديدهام . او را حلقه درسى در جامع قصر بود كه در آن حديث مىگفت و فتوا مىداد و يكى در جامع المنصور .
سمعانى گويد كه از خط پدرم خواندم كه از ابو جعفر محمد بن ابى على همدانى در همدان مىگفت كه از ابو على بن بنا در بغداد شنيدم كه گفت : ابو بكر خطيب در تاريخ خود نام مرا در زمرهء راستگويان نوشته يا دروغگويان ؟ گفتند : اصلا نام تو را نياورده است ، گفت اى كاش آورده بود و لو در زمرهء دروغگويان .
سمعانى از قول ابو عثمان عصائدى نقل مىكند كه ابو على بن بنا حكايت كرد كه يكى از ياران براى من نامهاى فرستاد و در آن دو بيت از خليل بن احمد آورده بود [ 1 ] .
ان كنت لست معى فالذّكر منك معى * يراك قلبى و ان غيّبت عن بصرى
العين تبصر ما تهوى و تفقده * و باطن القلب لا يخلو من النظر
ابو على اين بيتها در پاسخ او نوشت [ 2 ] :
اذا غيّبت اشباحنا كان بيننا * رسائل صدق فى الضّمير تراسل
و ارواحنا فى كلّ شرق و مغرب * تلاقى باخلاص الوداد تواصل
306 - حسن بن احمد استرآبادى [ 3 ]
ابو على كنيه داشت . نحوى و لغوى ، اديب و فاضل و نيكمرد طبرستان و يگانهء روزگار . او را آثارى است چون كتاب شرح الفصيح و كتاب شرح الحماسه .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر تو نزد من نيستى ياد تو با من است . دلم تو را مىبيند هر چند كه از ديدهام نهانى . چشم ، معشوق را مىبيند و آن را گم مىكند ولى درون دل از نگاه تهى نمىگردد .
[ 2 ] چون پيكرههاى ما در حضور نباشند ميان ما نامههايى است كه از سر صدق از درون دلهاى ما فرستاده مىشوند . روحهاى ما اگر در مشرق و مغرب هم باشند از روى اخلاص با يكديگر پيوند دوستى دارند .
[ 3 ] الوافى 11 : 383 ، بغية الوعاة : 499 .