تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
خواندن پرداخت و پيامبر بر چهرهء او و چهرهء گوزگانى تبسم مىفرمود تا آن جزو به پايان رسيد . گوزگانى گويد در اين حال از خواب بيدار شدم . برخاستم وضو ساختم و نماز شكر به جاى آوردم . مصنف گويد : شيخ امام ابو عبد اللّه زبير بن محمد بن زبير مشكانى رحمه اللّه براى من حكايت كرد كه شبى در خواب ابو العلاء عطار ، رضى اللّه عنه ، را ديدم كه در مهدى نشسته بود و ميان زمين و آسمان پرواز مىكرد . من از پى او دويدم ، چيزى مانند ميخ از مهد فرود آمد و من دست در آن زدم و همراه او رفتم تا به فرات رسيديم . تشنه بودم ، به شيخ گفتم : تشنه‌ام مىخواهم كفى آب بخورم . گفت : برويم آب از زمزم بنوش . به مكه رسيديم و به حرم داخل شديم و من از زمزم آب نوشيدم . مردم بسيار گرد آمده بودند . شيخ ابو العلاء را ديدم كه با رسول اللّه ( ص ) بر بالايى نشسته‌اند ، رو به روى كعبه و هر دو به بالاى سر خود نگاه مىكنند . رسول اللّه را ديدم كه با كسى كه در كعبه بود سخن مىگفت و هر بار كه مىخواست چيزى بگويد از جاى برمىخاست . شيخ ابو العلاء به كسى كه رسول ( ص ) با او سخن مىگفت چشم دوخته بود . و به راست و چپ سر برنمىگردانيد . با خود گفتم ، بروم و بنگرم كه رسول ( ص ) با كه سخن مىگويد و شيخ ابو العلاء به كه نگاه مىكند . عرش خدا را بر فراز كعبه ديدم و جمال الهى را . پيامبر ( ص ) به من اشارت كرد كه هر حاجت دارى ، بخواه . من سه حاجت خواستم . شنيدم كه به زبان فارسى خطاب آمد « كردم » . از رسول اللّه ( ص ) نيز حاجتى خواستم او نيز به جاى آورد . قصد باز گشتن نمودم . رسول اللّه ( ص ) گفت : « شكر گوى » . من ايستادم و پنج بار سورهء قل هو اللّه احد را خواندم . پيامبر ( ص ) فرمود : « حسن » من بازگشتم و شيخ ابو العلاء و رسول اللّه ( ص ) را در همان جا و همان حال كه بودند ، ترك گفتم . فضلاى زمان او را فراوان ستوده‌اند . از آن جمله است ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه مغربى . روزى كه شيخ بيرون آمد و در همان زمان آفتاب در زير ابر پنهان شد ، مغربى ابياتى بدين مطلع سرود :
ظهرت فاخفت وجهها الشّمس هيبة * و شوقا الى مرآك اسبلت الدّمعا
اين محمد بن عبد اللّه كه قصايد بسيارى در مناقب شيخ سروده ، در مدرسة النظام مىزيست ، قرآن مىخواند ، چون به اين سخن پروردگارش رسيد : و اعبد ربّك حتى يأتيك
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 376 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى