تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
معرّى در رسالة الغفران [ 1 ] آورده است كه ابو بكر بن سرّاج نيمى از كتاب الموجز را براى مردى بزاز تصنيف كرد سپس آن را به ابو على فارسى داد تا به پايانش برد . و اين چيزى است كه به دليل آن نمىتوان گفت كتاب الموجز انشاى ابو على است زيرا موضوع آن از كلام ابن سرّاج منقول است چه در اصول مطالب و چه در جمله‌ها . در اين مورد ابو على در حكم كسى است كه مطلبى را رونويسى كند نه آنكه خود در آن ابداعى كرده باشد . استاد ابو العلاء حسين بن محمد بن مهرويه در كتاب خود ، اجناس الجواهر ، گويد كه من در مدينة السلام بودم و نزد ابو على فارسى آمد و شد داشتم . سلطان مقرر كرده بود كه مرا براى تصحيح كتاب التذكره ، كه از آن كتابخانهء كافى الكفاة بود ، هر هفته دو روز به خدمت گيرد . چون چند ورقى مىخوانديم در مسائل عربى به بحث و گفتگو مىپرداختيم . روزى يكى از حاضران سخنى از اصمعى به ميان آورد و بسيارش تمجيد كرد و ثنا گفت . مىديديم كه ابو على را از اين همه ثنا خوش نمىآمد . آن مرد مىگفت : چه كسى جز او جرئت مىكند كه بر فحول شعرا عيب گيرد . ابو على پرسيد كه بر چه كسى عيب گرفته ؟ گفت : بر ذو الرّمه كه با همهء احاطه‌اش بر كلام عرب و آن همه معانى بلند و بكر كه در شعر خود آورده باز هم خطا كرده . ابو على پرسيد در چه چيز و در كجا ؟ گفت آنجا كه مىگويد : « وقفنا فقلنا ايه عن ام سالم » كه بايد « ايه » را تنوين دهد و بگويد « ايه » . ابو على گفت : در اينجا اصمعى خطا كرده نه ذو الرّمه زيرا اين‌گونه كلمات جارى مجراى اصوات هستند و اصوات همه « مبنى » اند و مبنى تنوين نمىگيرد ، مگر وقتى كه بخواهند ميان معرفه و نكرهء آنها فرق نهند كه نكره تنوين دارد و معرفه ندارد . گويند كه ابو على فارسى شعر نمىسرود ، تا وقتى كه يكى از شعرا بر او داخل شد و ميانشان سخن از شعر رفت . ابو على گفت كه من بر شما غبطه مىخورم كه هرگز خاطر من مرا يارى نداده است . آرى در همهء عمرم تنها سه بيت گفته‌ام و آن اين است [ 2 ] :
خضبت الشيب لمّا كان عيبا
هامش
[ 1 ] رسالة الغفران : 417 . [ 2 ] حاصل معنى : موى سفيدم را خضاب كردم كه بر من عيب مىگرفتند . خضاب كردن موى سفيد به عيب كردن سزاوارتر است . از بيم هجران دوست چنين نكرده‌ام نه از عيب كردن ديگران بيمناكم و نه از سرزنش آنها . ولى پيرى زشت بود من با خضاب او را عقاب كردم .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 368 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى