اوست در وصف بهار [ 1 ] :
ابشر فقد سفر الثرى عن بشره * و اتاك ينشر ما طوى من نشره
256 - اسماعيل بن مجمع اخبارى [ 2 ]
محمد بن اسحاق نديم از او ياد كرده و گويد يكى از اصحاب سير و اخبار بود . صحبت واقدى را درك كرد و از خواص او بود . به سال 277 وفات كرده . او راست : كتاب اخبار النبى صلى اللّه عليه و آله و سلّم و مغازيه و سراياه .
257 - اسماعيل بن موهوب بن احمد جواليقى [ 3 ]
كنيهاش ابو محمد بود . بعد از پدرش ابو منصور پيشواى اهل ادب بود در عراق . به فرزندان خلفا ادب مىآموخت . در شوال سال 575 وفات كرد . خطى خوش داشت با ضبطى نيكو . خطش به خط پدرش شباهت داشت . در لغت و ادب استاد بود . در جامع قصر حلقهء تدريس داشت و هر جمعه به تدريس مىنشست . ابن اخضر و تاج الدين محمد بن حسن بن حمدون از او علم مىآموختند . ولادتش در شعبان سال 512 بود . ميان او و برادرش اسحاق در تولد يك سال و نيم و در وفات سه ماه فاصله بود .
258 - اسماعيل بن ابى محمد يحيى بن مبارك يزيدى [ 4 ]
نسب و ولادت او را در شرح حال پدرش يحيى - ان شاء اللّه - خواهيم آورد . اسماعيل يكى از ادباى روات و فضلا بود . شاعر و صاحب آثار بود . از آثار اوست : كتاب طبقات الشعراء و كتاب الوحوش . شعر زير را مرزبانى از او نقل كرده [ 5 ] :
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : شادمانى كن كه خاك پرده از چهره برگرفت و آنچه در خود پنهان داشت پراكنده ساخت .
[ 2 ] الفهرست : 112 ، الوافى 9 : 195 .
[ 3 ] انباه الرواة 1 : 210 ، ذيل طبقات الحنابلة 1 : 346 ، تاريخ الدبيثى : 250 ، الوافى 9 : 230 ، بغية الوعاة 1 : 457 ، الشذرات 4 : 249 .
[ 4 ] تاريخ بغداد 6 : 283 ، انباه الرواة 1 : 213 ، انساب السمعانى ( اليزيدى ) ، الوافى 9 : 240 و نيز بنگريد به شعر الزيديين : 149 - 153 .
[ 5 ] هشتادسالگى در رسيد و همچنان نيروى من و عزم من روى در نقصان دارد . پوست تنم نازك و استخوانم