ابو على را اكرام مىكرد و باب عطا به روى او گشاده مىداشت و او را به سبب درنگ درازش در بغداد و آمدنش از بغداد به اندلس بغدادى مىخواندند .
252 - اسماعيل بن محمد بن اسماعيل صفار [ 1 ]
كنيهاش ابو على بود ، علامه در نحو و لغت . معروف به ثقت و امانت . به صحبت با مبرّد اشتهار داشت . از او روايت كرده و بسيار از او علم آموخته است . دارقطنى او را ديده و گويد هشتاد و چهار رمضان را روزه داشته . در سنت سخت تعصب داشت . بنا به قول خطيب ، در سال 341 وفات كرده . ولادتش در سال 249 بوده . او را در نزديكى قبر معروف كرخى به خاك سپردند . ميانشان عرض راه فاصله است . قبر او پايينتر از قبر ابو بكر آدمى [ 2 ] و ابو عمر زاهد است . مرزبانى اين بيت را از او نقل كرده است [ 3 ] :
اذا زرتكم لقّيت اهلا و مرحبا * و ان غبت حولا لا ارى منكم رسلا
253 - اسماعيل بن محمد بن احمد وثّابى [ 4 ]
ابو طاهر كنيه داشت . از مردم اصفهان بود . به ادب معرفتى تمام داشت و در شعر نيز طبعى سرشار . به سال 533 در گذشت .
سمعانى گويد و من از خط او نقل مىكنم كه در اصفهان در صناعت شعر و ترسّل برتر از او نديدم . در آخر عمر نابينا شد و فقير گرديد و در حالات او خلل مشاهده شد . روزى در اصفهان نزد او رفتم . هيچكس را در بديهه گويى در نظم و نثر همتاى او نديدم . اقتراح رسالهاى كردم گفت : قلم برگير و بنويس و بىدرنگ املا كرد در نيكوترين عبارات . ولى مىگفتند به نمازهاى واجب چندان توجهى ندارد . از اوست [ 5 ] :
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 6 : 302 ، المنتظم 6 : 371 ، انباه الرواة 1 : 211 ، نزهة الالبّاء : 195 ، البداية و النهاية 11 : 226 ، سير الذهبى 15 : 440 ، عبر الذهبى 1 : 256 ، الوافى 9 : 204 ، بغية الوعاة 1 : 245 ، الشذرات 2 : 358 ، النجوم الزاهرة 3 : 309 .
[ 2 ] م : آدمى .
[ 3 ] حاصل معنى : اگر به ديدارتان بيايم از شما خوشامد مىبينم و اگر يك سال غايب شوم پيكى از سوى شما نمىبينم .
[ 4 ] الوافى 9 : 205 .
[ 5 ] حاصل معنى : به خدا سوگند در همهء عمر سخن او از ياد نبرم آنگاه كه براى وداع ايستاده بوديم . آتش درون