اتت ثمانون فاستمرّت * بالنّقص من قوّتى و عزمى
فرقّ جلدى و دقّ عظمى * و اختلّ بعد التّمام جسمى
من لم يكن عاملا بعلم * رواه لم ينتفع بعلم
على بن يحيى را كه در سال 375 وفات كرده مرثيه گفته است .
259 - امان بن صمصامة بن طرمّاح بن الحكيم [ 1 ]
طرمّاح شاعرى مشهور است و كنيهء امان بن صمصامه ، ابو مالك است . چون ابن الاغلب به امارت نشست او را به سبب هجو نامهاى كه جدش طرمّاح براى بنى تميم سروده بود از نظر انداخت .
260 - امية بن عبد العزيز بن ابى صلت [ 2 ]
از مردم اندلس بود . اديب و فاضل و حكيم و منجم . در محرم سال 529 وفات كرد ، در مهديه از بلاد قيروان . مردى صاحب فصاحت بود . از نحو و طب آگاه . در ايام آمر به احكام اللّه - از ملوك مصر - وارد مصر شد و به وزير و مدير دولت او . افضل شاهنشاه بن امير الجيوش بدر ، پيوست . مردى از خواص افضل ، معروف به مختار و ملقب به تاج المعالى ، او را تحت حمايت خود گرفت . اين مرد در نزد افضل مقامى ارجمند يافت اميه نيز بىنصيب نماند و مقرب او گرديد و در طب و نجوم به او خدمتها كرد . تاج المعالى وى را كه در صناعت طب و نجوم همتايى نداشت نزد افضل بستود و آنچه را كه اعيان اهل علم از فضائل او گفته بودند به دو باز گفت و گفت كه در كتابت بر همهء كاتبان امتياز و
هامش
لاغر شد و پس از آنكه جسمم كامل شده بود بنيانش مختل گرديد . آن كس كه به علمى كه آن را براى ديگران روايت مىكند عمل ننمايد گويى از هيچ علمى سود نبرده است .
[ 1 ] طبقات الزبيدى : 225 ، الوافى 9 : 380 .
[ 2 ] تحفة القادم : 9 - 13 ، المغرب 1 : 265 ، خريدة القصر ( قسم المغرب ) 1 : 223 - 343 ، تاريخ الحكماء : 80 ، عيون الانباء 2 : 52 - 62 ، ابن خلكان 1 : 243 ، الوافى 9 : 402 ، نفح الطيّب 2 : 105 ، المقفى 2 : 297 .