موصولة الاسناد بالاسناد * يروى عن العباس عباد و زا
رته و اسماعيل عن عبّاد .
ولادت او در كورهء فارس بود ، در ماه ذوالقعدهء سال 326 . پانصد شاعر از ارباب دواوين او را مدح گفتند . قاضىالقضات عبد الجبار بن احمد اسدآبادى از سوى صاحب قضاى همدان و جبال را داشت . روزى به استقبال صاحب آمد ولى از مركب خود پياده نشد و گفت : اى صاحب مىخواستم براى اداى خدمت پياده شوم ولى علم مانع آمد .
امير خراسان ملك نوح بن منصور سامانى در نهان نزد صاحب كس فرستاد و او را به نزد خود خواند و او را وعدههاى نيكو داد . صاحب عذر خواست و از جمله آنكه گفت :
چگونه از قومى كه سبب رفعت قدر من بودهاند و نام مرا در ميان مردم شايع كردهاند مىتوانم جدا شوم . گذشته از اين اموال من بسيار است از جمله آنكه براى كشيدن بار كتابهاى من چهار صد شتر يا بيشتر لازم است .
ابو الحسن بيهقى گويد كه من مىگويم كه كتابخانهء رى بر اين دليل است زيرا پس از آنكه سلطان محمود آن را به آتش كشيد فهرست كتابهاى آن را يافتم ده مجلّد بود . وقتى كه سلطان محمود بر رى مستولى شد او را گفتند كه اين كتابها كتابهاى رافضيان و بدعتگذاران است . پس فرمان داد كتب علم كلام را از آنها جدا كردند و باقى را در آتش سوختند .
صاحب را آثار و تصانيفى است چون كتاب المحيط باللغة ، در ده جلد ، ديوان رسايل ، در ده جلد ، كتاب الكافى ، حاوى رسايل او ، كتاب الزيدية ، كتاب الاعياد و فضائل النوروز ، كتاب فى تفضيل على بن ابى طالب و تصحيح امامة من تقدمه ، كتاب الوزراء ، كتاب عنوان المعارف فى التاريخ ، كتاب الكشف عن مساوى المتنبّى ، كتاب مختصر اسماء اللّه تعالى و صفاته ، كتاب عروض الكافى ، كتاب جوهرة الجمهرة ، كتاب نهج السبيل فى الاصول ، كتاب اخبار ابى العيناء ، كتاب نقض العروض ، كتاب تاريخ الملك و اختلاف الدّول ، كتاب الزيدين ، كتاب ديوان شعر .
و از اشعار اوست [ 1 ] :
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : آهو برهاى كه زيباييش به گونهاى است كه وصف من بدان نرسد خواست دستم را ببوسد گفتم :
نه ، لبم را ببوس .