و شادن جماله * قصّر عنه صفتى
اهوى لتقبيل يدى * فقلت قبّل شفتى
و نيز از اوست [ 1 ] :
قال لى انّ رقيبى * سيّئ الخلق فداره
قلت دعنى وجهك * الجنّة حفّت بالمكاره
وزير ابو العلاء حسولى گويد : دينار مجوسى صدر ديوان رى بود و مال بسيار داشت .
كسى به صاحب اين دو بيت را فرستاد [ 2 ] :
لم لا يفرّق فى ديوان عسكره * كافى الكفاة الورى دينار دينار
فانّ ايسر ما فى قطع شأفته * تطهير ديوانه من عابدى النّار
صاحب او را در بند كرد و اموالش را مصادره و مال بسيار حاصل نمود . سبب آن همان دو بيت بود .
ابن بابك گويد : از صاحب شنيدم كه مىگفت صد هزار قصيدهء عربى و فارسى در مدح من گفتهاند - و خدا بهتر مىداند - و من اموال خود را به شعرا و ادبا و زوّار و كسانى كه به قصد من مىآمدند بخش كردهام . هيچ شعرى جز دو بيت ابو سعيد رستمى اصفهانى مرا مسرور نكرده كه گويد [ 3 ] :
ورث الوزارة كابرا عن كابر * مرفوعة الاسناد بالاسناد
يروى عن العباس عبّاد وزارته * و اسماعيل عن عبّاد
هلال بن محسن گويد كه هيچكس را نديدم كه پس از مرگش آن همه او را تعظيم و تجليل كنند كه صاحب را كردند . چون غسلش دادند و كفن كردند و در تابوت نهادندش
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : گفت رقيب من بدخوى است با او مدارا كن ، گفتم مرا واگذار كه روى تو بهشت است و بهشت همراه ناكاميهاست .
[ 2 ] حاصل معنى : چرا كافى الكفات جهان ، دينارهاى دينار را در ميان سربازان خود پخش نمىكند . كمترين فايده در نابود كردن او پاك كردن ديوان است از آتشپرستان .
[ 3 ] براى معنى بيت ، بنگريد : ص 317 .