تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
از شنيدن سرخوش گشت و بر آن نغمه شراب نوشيد تا مست شد . به غلامان خود فرمان داد كه مجلس را به همان وضع نگهدارند . تا بامداد صبوحى زنند . و گفت : مرا بامداد پگاه بيدار كنيد و به خوابگاه خود رفت . نديمان او نيز بازگشتند . سحرگاه مؤيد الدوله او را فرا خواند . يقين كرد كه مهمى پيش آمده است . چون به مجلس مؤيد الدوله در آمد او را گرفتند . سپس كسانى را به سراى او فرستاد و هر چه در آنجا بود تصرف كرد . و صاحب را به وزارت خود بازگردانيد . ابن عميد گرفتار نكبت و شور بختى شد و در همان حال بمرد . ما در ترجمهء احوال او آورده‌ايم . ابن عباد پس از مؤيد الدوله وزارت برادرش فخر الدوله را يافت . و در اين مقام هجده سال و چند ماه بماند و پنجاه قلعه را گشود و تسليم فخر الدوله نمود كه هرگز پدر و برادرش ده قلعه را فتح نكرده بودند . صاحب خود هم سماع حديث مىكرد و هم املاى حديث . ابو الحسن على بن محمد طبرى كيا حكايت كرد كه چون صاحب آهنگ املاى حديث كرد و مقام وزارت داشت ، روزى طيلسان بر تن كرد و چون اهل علم تحت الحنك نهاد و گفت : شما پايگاه مرا در علم مىدانيد . همگان اقرار كردند . پس گفت : من به اين مقام آلوده شده‌ام درحالىكه از خردى تا به امروز هر چه هزينه يا انفاق كرده‌ام از دارايى پدر و جدّم بوده است با وجود اين از تبعات آن در امان نخواهم بود . خدا را و شما را گواه مىگيرم كه به درگاه خداوند توبه مىكنم از هر گناهى كه مرتكب شده‌ام . سپس براى خود خانه‌اى برگزيد و آن را بيت التوبه ناميد و هفته‌اى تمام در آن درنگ كرد . سپس از فقها به خط ايشان گواهى به صحت توبهء خود گرفت . آنگاه بيرون آمد و به املا نشست . خلق كثيرى گرد آمده بودند يكى مىشنيد و سخن او به ديگرى ندا مىداد تا شش نفر ، همه مردم آنچه سماع مىكردند مىنوشتند حتى قاضى عبد الجبار . ابو الحسن بن ابى القاسم بيهقى در كتاب مشارب التجارب خود از صاحب ياد كرده و گفته است : ابو القاسم بن عبّاد بن عباس وزير و فرزند وزير آن سان كه رستمى دربارهء او گفته [ 1 ] :
ورث الوزارة كابرا عن كابر
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : وزارت را از نياكان بزرگش به ارث برد . عباد از عباس وزارت را به ارث برد و اسماعيل از عباد .