تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
پسرى شد كه او را عبّاد ناميدند . صاحب در ولادت او سرود [ 1 ] :
احمد اللّه لبشرا * اقبلت عند العشىّ اذ حبانى اللّه سبطا * هو سبط للنبىّ مرحبا ثمّت اهلا * بغلام هاشمى نبوى علوى * حسنى صاحبى
پس از وفات صاحب ابو العباس ضبّى بر در سراى او گذشت و گفت [ 2 ] :
ايها الباب لم علاك اكتئاب * اين ذاك الحجاب الحجّاب ؟ اين من كان يفزع الدهر منه * فهو الآن فى التراب تراب
گويند قاضى عبد الجبار با همه نيكيها كه صاحب در حق او روا داشته بود و آن همه مال و ثروت كه به او رسانده بود ، پس از وفات صاحب گفت : من براى او طلب رحمت نمىكنم زيرا توبهء خود آشكار نكرده بود . مردم اين سخن را بر او عيب گرفتند و حمل بر بىوفايى او نمودند . فخر الدوله او را دستگير كرد و اموالش را مصادره نمود ، سه هزار هزار درهم از او بستد و او را از قضاى رى عزل نمود و قاضى ابو الحسن على بن عبد العزيز جرجانى را ، كه علامه و صاحب تصانيف بسيار بود ، به جاى او قرار داد و ما به جاى خود شرح حال او را مىآوريم . و گويند كه به هنگام مصادرهء قاضى عبد الجبار هزار طيلسان مصرى از اموال او به فروش رسيد . او شيخ آن طايفه بود و مىپنداشت كه مسلمان به ربع دينار در آتش جهنم
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : خداوند را به خاطر مژده‌اى كه شامگاهان به من رسيد ، سپاس مىگويم . زيرا نوه‌اى به من مرحمت فرمود كه از دودمان پيامبر ( ص ) است . آفرين باد بر چنين خاندانى با فرزندى هاشمى از نسل نبى و على و حسن و نيز صاحب . [ 2 ] حاصل معنى : اى در از چيست كه گرد غم بر سرت نشسته ، آن پرده و پرده‌دار كجاست ؟ آنكه روزگار از او مىترسيد كجاست ، آرى امروز در خاك خفته است .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 315 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى