تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
و كتاب الخراج كه كتابى كوچك است در حدود صد ورقه . كتاب عمل المؤامرات بالحضرة ، كتاب تحويل سنى المواليد ، در حدود صد ورقه و كتاب جمل التاريخ .

230 - اسحاق بن موهوب بن احمد بن محمد بن خضر جواليقى [ 1 ]

ابو طاهر كنيه داشت و برادر اسماعيل بن موهوب بود . در يازدهم ماه رجب سال 575 در گذشت . او را در باب حرب نزد پدر و برادرش به خاك سپردند . از ابو القاسم بن حصين و پدر خود و جز آن دو سماع كرد و اندك حديثى از او روايت شده . قاضى القرشى از او سماع كرده . از سال تولدش پرسيدم گفت : ربيع الاول سال 517 .

231 - اسعد بن عصمة رياحى [ 2 ]

كنيه‌اش ابو البيداء بود . از اعراب باديه‌نشين بود كه به بصره آمد و در آنجا با گرفتن مزد به تعليم اطفال پرداخت و همهء عمر در بصره بود . از او علم مىآموختند . وى شوى مادر ابو مالك عمرو بن كركره بود و نيز شعر مىگفت .

232 - اسعد بن على بن احمد زوزنى [ 3 ]

معروف بود به البارع . ابو القاسم ، اديب و شاعر و فاضل و كاتب و اهل ترسّل . عبد الغافر در السياق ولادت او را در روز عيد اضحى در سال 492 نوشته . از خط تاج الاسلام خواندم كه بارع از مردم زوزن بود كه در نيشابور مىزيست . به بغداد آمد و مورد استقبال فضلاى آن ديار واقع شد . او در خراسان و عراق در شعر يكتا بود و نامش در همهء آفاق شهره . با وجود كبر سن سماع حديث مىكرد و تا پايان عمر مىنوشت . از ابو عبد الرحمن بن محمد داودى و ابو جعفر محمد بن اسحاق بحّاثى سماع كرد ، و ابو البركات فراوى و ابو منصور شحّامى و جز آن دو از او روايت كرده‌اند . باخرزى در دمية القصر گويد كه ابو القاسم اسعد زوزنى حقا مردى فرزانه و عالم بود . در فرا گرفتن ادب به جد كوشيد ، ما از ايام جوانى تا پيرى دوست و هم‌نفس بوديم و در
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 2301 ، الوافى 8 : 427 . [ 2 ] الفهرست 49 ، انباه الرواة 4 : 96 ، الوافى 9 : 30 [ 3 ] السياق ( المنتخب 2 ) 48 ، دمية القصر 2 : 1402 ، الوافى 9 : 28 .