و ابراهيم مغنى پدر اسحاق در يك روز در سال 213 وفات كردند .
ابن درستويه گويد : او را فرزندان و فرزندزادگان بود كه همه كتابهاى او را روايت مىكردند و نيز اصحابى همه از علماى ثقات . از كسانى كه همواره در مجلس او بودند و از او حديث مىنوشتند ، احمد بن حنبل بود ، رضى اللّه عنه . حزنبل از قول فرزند او ، عمرو بن ابى عمرو شيبانى ، گويد [ 1 ] كه چون پدرم اشعار قبايل را جمعآورى مىكرد هشتاد و اند قبيله بود . هر بار كه اشعار قبيلهاى را گردمىآورد و به دست مردم مىداد ، قرآنى به خط خود مىنوشت و در مسجد كوفه مىنهاد . شمار قرآنها كه نوشته بود به هشتاد و اند رسيده بود . پدرم مىگفت : علم بياموزيد زيرا علم فقرا را بر فرشهاى پادشاهان خواهد نشاند .
محمد بن اسحاق نديم گويد [ 2 ] : او را كتابهايى است از جمله كتاب الجيم [ 3 ] و كتاب النوادر و كتاب اشعار القبائل ، كه به ابن هرمة پايان مىگيرد ، و كتاب الخيل و كتاب غريب المصنّف و كتاب اللغات و كتاب غريب الحديث و كتاب النوادر الكبير ابو طيب لغوى در كتاب مراتب النحويين [ 4 ] گويد اما از كتاب الجيم كسى روايت نكرده زيرا ابو عمرو مردى بخيل بود و اجازه نداد كه آن كتاب را كسى نزد او بخواند .
ابو بكر خطيب ذكر او آورده است و گويد [ 5 ] كه وى از مردم كوفه بود كه به بغداد وارد شد و در آنجا از دكين [ 6 ] شامى نقل حديث كرد . پسرش عمرو و احمد بن حنبل و ابو عبيد قاسم بن سلّام از او روايت كردهاند او ثقه بود . ثعلب گويد [ 7 ] كه ابو عمرو شيبانى در علم و سماع ده برابر ابو عبيده بود و حال آنكه ابو عبيده را در سماع و علم در بصره همتايى نبود . مؤلف گويد : ثعلب در برترى دادن ابو عمرو بر ابو عبيده گزافه گفته است زيرا خداوند در علم و سماع كسى را همتاى ابو عبيده نيافريده . يونس بن حبيب گويد [ 8 ] بر ابو عمرو داخل شدم . در صندوقى كه در كنارش بود بيش از چند كتاب نبود ، گفتم اى شيخ همهء علم تو اين است لبخند زد و گفت : نسبت به آنچه صادق است بسيار است .
خطيب گويد [ 9 ] : ابو عمرو مردى فرزانه و فاضل بود و عالم به كلام عرب و حافظ لغات عرب . كتاب شعراى مضر و ربيعه و يمن را تا ابن هرمة تصنيف كرد . بسيار سماع حديث
هامش
[ 1 ] الفهرست : 76 و نزهة الالباء : 62 و تاريخ بغداد 6 : 329 .
[ 2 ] الفهرست : 75 .
[ 3 ] م : كتاب الختم .
[ 4 ] مراتب النحويين : 91 .
[ 5 ] تاريخ بغداد 6 : 329 .
[ 6 ] م : ركين ، تاريخ بغداد : ذكن .
[ 7 ] تاريخ بغداد : 330 .
[ 8 ] تاريخ بغداد 6 : 331 .
[ 9 ] تاريخ بغداد ، همان جا .