تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و همواره با او بود . مردم در خانهء عيسى نزد او شعر مىخواندند . مرزبانى گويد : عيسى بن جعفر گويد كه اسحاق بن عمّار از موالى يمن بود . بعضى گويند كه او عبد اللّه بن اسحاق است و اسحاق پدر اوست كه همان جصّاص است . و در باب ولاء او نيز اختلاف است . كسائى گويد : اسحاق بن عمار جصّاص يكى از كسانى است كه از او شعر فرا گرفته است و عالم به شعر بود . در آخر ايام منصور در گذشت و گويد چون در مجلسى سخن مىگفت همه خاموش مىشدند . و از اوست [ 1 ] :
فان كنت لا تدرين ما الموت فانظرى * الى دير هند كيف خطّت مقابره
كلبى گويد : ابن جصّاص از موالى بشر بن عبد الملك بن بشر بن مروان بود .

227 - اسحاق بن مرار ، ابو عمرو شيبانى كوفى [ 2 ]

ازهرى گويد [ 3 ] : او به ابو عمرو الاحمر [ 4 ] مشهور بود و مرار به كسر ميم و دو راء بىنقطه و غير مشدّد . وى از بنى شيبان نبود بلكه فرزندان آنان را ادب مىآموخت پس به آنها منسوبش داشتند . همان گونه كه يزيدى را ، كه فرزندان يزيد بن منصور را تعليم مىداد ، يزيدى خواندند . يوسف اصفهانى گويد : ابو عمرو شيبانى از دهاقين بود و او را شيبانى مىگفتند زيرا فرزندان هارون رشيد را كه در حجر تربيت يزيد بن مزيد شيبانى بودند ادب مىآموخت . عبد اللّه بن جعفر گويد : ابو عمرو راويهء اهل بغداد و از لغت و شعر نيك آگاه و در حديث ثقه و از بسيارى سماع كرده بود . در لغت كتابهاى نيكويى تصنيف كرده است . در ايام مأمون به سال 205 يا 206 ، در سن صد و ده‌سالگى ، در گذشت . ابن سكّيت گويد : ابو عمرو در سن صد و هجده‌سالگى وفات كرد . تا دم مرگ با دست خود مىنوشت . گاه كتابى از من عاريت مىكرد و من در آن هنگام نوجوانى بودم كه از او علم فرا مىگرفتم و از كتابهايش مىنوشتم . ابن كامل گويد [ 5 ] : ابو العتاهيه و ابو عمرو شيبانى
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر نمىدانى كه مرگ چيست به دير هند بنگر كه چسان گورها در كنار هم قرار گرفته‌اند . [ 2 ] طبقات الزبيدى 194 ، مراتب النحويين : 91 ، تهذيب اللغة 1 : 13 ، الفهرست : 75 ، نور القبس : 277 ، انباه الرواة 1 : 321 ، نزهة الالبّاء : 61 ، تاريخ بغداد 6 : 329 ، ابن خلكان 1 : 201 ، البداية و النهاية 10 : 265 ، تهذيب التهذيب 12 : 182 ، الوافى 8 : 425 ، بغية الوعاة 1 : 439 ، تاريخ ابى المحاسن : 207 - 208 ، البلغه 38 ، روضات الجنات 2 : 2 . [ 3 ] تهذيب اللغة 1 : 13 . [ 4 ] م : الاحوص . [ 5 ] الفهرست : 75 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 277 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى