تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
دقايق نهانى آن يكتا و فقيه بود . به بغداد درآمد و در آنجا به روايت حديث پرداخت . بعد از سال 405 وفات كرد زيرا در اين سال در بغداد روايت حديث مىكرد . ابو سعد سمعانى در تاريخ مرو و حاكم بن البيّع در تاريخ نيشابور و خطيب در تاريخ بغداد او را ياد كرده‌اند . تاج الاسلام گويد - و من از خط او نقل مىكنم - كه ابو نصر صفار به خراسان وارد شد ، سپس به عراق و حجاز رفت و در طائف سكونت گزيد و در آنجا وفات كرد و گورش در آنجا معروف است . او را تصانيفى است در لغت . شعرش نيكو بود . وى نياى زاهد صفّار ابراهيم بن اسماعيل بن اسحاق بن احمد است كه او را در مرو ديدار كرديم . از نصر بن احمد بن اسماعيل كشانى [ 1 ] سماع كرد و ابو على حسن بن على بن محمد بن مذهّب تميمى بغدادى از او روايت كرده است . حاكم گويد : ابو نصر صفار فقيه و اديب بخارى از راه حج نزد ما آمد و من همانند او در حفظ ادب و فقه نديده بودم . و از ميان انواع دانشها به طلب حديث همت گماشت . شعرش نيز نيكو بود . ابو بكر بن على خطيب گويد : اسحاق بن احمد بن شيث ، ابو نصر بخارى به صدق معروف بود . به سال 405 به بغداد آمد . از نصر بن احمد بن اسماعيل كشانى ، مصاحب و يار جبريل سمرقندى ، [ 2 ] نقل حديث كرد . مؤلف گويد : از او كتابى شگفت‌آور در نحو ديدم . آن را المدخل الى سيبويه ناميده و در آن فقط از مبنيات بحث كرده بود . در نزديك به پانصد ورقه ، مشتمل بر غوامض اين علم جز آن تصانيفى در ادب داشت و نيز كتاب المدخل الصّغير در نحو و كتاب الرّد على حمزه در باب حدوث قرآن .

224 - اسحاق بن بشر بن محمد بخارى [ 3 ]

كنيه‌اش ابو حذيفة بود ، از موالى بنى هاشم . در بلخ متولد شد و در بخارا سكنا گزيد و به بخارى شهرت يافت . او صاحب كتاب المبتدا است . در بخارا در سال 206 در گذشت . از محمد بن اسحاق بن يسار و عبد الملك بن جريح و سعيد بن ابى عروبه و جويبر بن سعيد و مقاتل بن سليمان و مالك بن انس و سفيان ثورى و ادريس بن سنان و جمعى از ائمهء
هامش
[ 1 ] م : كنانى . [ 2 ] تاريخ بغداد : جبريل بن مجاع سمرقندى ( م : جزيل ) . [ 3 ] تاريخ بغداد 6 : 326 ، الفهرست : 106 ، نسخهء عكسى تاريخ ابن عساكر 2 : 745 ، تهذيب ابن عساكر 2 : 434 ، سير الذهبى 6 : 477 ، عبر الذهبى 1 : 349 ، ميزان الاعتدال 1 : 184 ، الوافى 8 : 405 ، الشذرات 2 : 15 .