اهل علم ، احاديث باطل روايت مىكرد . جماعتى از خراسانيان از او روايت كردهاند ولى تا آنجا كه مىدانم از بغداديان جز اسماعيل بن عيسى العطّار كسى از او روايت ننموده است .
اسماعيل بن عيسى العطّار مصنفاتش را از او شنيده و روايت كرده است . گويند رشيد نزد ابو حذيفة فرستاد و او را به بغداد فرا خواند و او در مسجد معروف به ابن رغبان حديث مىگفت .
احمد بن سيار بن ايوب گويد : كه در بخارا شيخى بود به نام ابو حذيفة اسحاق بن بشر قرشى در باب آغاز خلقت كتابى نوشته بود و در آن احاديثى آورده بود كه اصلى نداشتند .
گويند ابو حذيفهء بخارى به مكه وارد شد . مىگفت ابن طاوس مرا حديث كرد . از سفيان بن عيينه پرسيدند كه آيا راست مىگويد . گفت : از زمان ولادتش پرسند ، پرسيدند .
سفيان گفت : ابن طاوس سالها پيش از ولادت او مرده است . پس گفت به سخنش اعتبارى نيست كه دروغگو است .
مؤلف گويد : آنچه آورديم از كتاب خطيب بغدادى بود . محمد بن اسحاق نديم [ 1 ] گويد : او راست : كتاب المبتدا ، كتاب الفتوح ، كتاب الردّه ، كتاب الجمل ، كتاب الالوية ، كتاب الصفّين ، كتاب حفر زمزم .
225 - اسحاق بن سلمة بن اسحاق القينى [ 2 ]
اهل اخبار بود . عالمى بود از اندلس . او را كتابى است مشتمل بر اجزاء بسيارى در اخبار ريّه كه ناحيهاى است در اندلس و ذكر دژهاى آن و واليانش و جنگهايش و فقهايش و شعرهايش . ابو محمد بن حزم از او نام برده .
226 - اسحاق بن عمّار معروف به ابن جصّاص [ 3 ]
كنيهاش ابو يعقوب بود ، از موالى يمن . دوست و مصاحب عيسى بن موسى در آغاز دولت
هامش
[ 1 ] الفهرست : 106 .
[ 2 ] تاريخ ابن الفرضى 1 : 89 ، جذوة المقتبس : 159 ، بغية الملتمس ( رقم 556 ) ، الوافى 8 : 413 .
[ 3 ] نور القبس : 272 ، الوافى 8 : 419 .