اما اسحاق بن ابراهيم محرر معلم مقتدر و فرزندان او بود و نيز استاد ابو على ابن مقله بود .
ابو على براى او نامهاى نوشته كه در اخبار او خواهيم آورد . ابو الحسن كنيه داشت . در زمان او كسى كه خطش از او نيكوتر باشد ديده نشده است . و كس در اين فن شهرهتر از او نبود .
اسحاق راست : كتاب القلم ، كتاب تحفة الوامق ، رسالة فى الخط و الكتابة . برادرش ابو الحسن نيز همانند او بود و به راه او مىرفت . پسرش ابو القاسم اسماعيل بن اسحاق و فرزند او ابو محمد قاسم بن اسماعيل و پسر ديگرش ابو العباس عبد اللّه بن اسحاق نيز در حسن خط و كتابت سر آمد بودند .
222 - اسحاق بن ابراهيم فارابى [ 1 ]
ابو ابراهيم كنيه داشت . وى دايى اسماعيل بن حمّاد جوهرى صاحب كتاب الصحاح فى اللغة است . و اين ابو ابراهيم صاحب كتاب مشهور ديوان الادب . وى از ديار خود دور افتاد و به يمن رفت و در زبيد اقامت گزيد و كتاب خود ديوان الادب را در آنجا تصنيف كرد . ولى پيش از آنكه از او روايت كنند در گذشت . مردم زبيد كتابش را نزد او مىخواندند . وفاتش در حدود سال 450 [ 2 ] اتفاق افتاد . و اللّه اعلم .
ابو ابراهيم كتابش را در شش باب ترتيب داد . اول سالم ، دوم مضاعف ، سوم مثال ، و آن چيزى است كه در اول آن واو يا ياء باشد ، چهارم ذوات الثلاثة و آن چيزى است كه در وسطش يكى از حروف عله باشد ، پنجم ذوات الاربعة و آن چيزى است كه آخرش حرف علّه باشد و ششم كتاب الهمزه . و هر يك از اين شش باب را اسمها و فعلهاست . نخست اسمها مىآيد سپس فعلها . و از اوست . كتاب بيان الاعراب و كتاب شرح ادب الكاتب و كتاب ديوان الادب .
223 - اسحاق بن احمد بن شيث [ 3 ] صفار [ 4 ]
ابو نصر كنيه داشت . معروف به اديب بخارى . از مردم بخارا بود . در عربيت و شناخت
هامش
[ 1 ] الوافى 8 : 395 ، بغية الوعاة 1 : 437 ، نيز بنگريد به انباه الرواة 1 : 52 - 53 .
[ 2 ] اين تاريخ چندان دقيق نيست . وفات او در اوائل قرن چهارم بوده است .
[ 3 ] م : شبيب .
[ 4 ] تاريخ بغداد 6 : 403 ، منتخب السياق 2 : ص 46 ، الوافى 8 : 401 ، بغية الوعاة 1 : 438 .